Skip to content

بایگانی خرداد, ۱۳۸۹

۱
خرداد

ضد خاطرات

الف: خاطرات پراکنده
۱٫    آقای الف ساعت ۹/۳۰ شب نوبت کولونوسکوپی دارد. سر ساعت به مطب مراجعه می‌کند ولی می‌بیند چهار بیمار دیگر نیز دقیقاً در همان ساعت نوبت مشابهی دارند. بیمار و همراهش متعجب از این‌که چرا برای پنج بیمار پنج نوبت متفاوت با فواصل نیم ساعته داده نشده، تا ساعت ۱۱/۳۰ روی صندلی آهنی و ناراحت مطب منتظر می‌مانند.
۲٫    خانم ب که از دیشب ناشتا بوده ساعت ۸ صبح به‌اتفاق همسرش (که او نیز از محل کارش مرخصی گرفته) در بیمارستان حاضر است تا آندوسکوپی شود. ۸ به ۹، و ۹ به ۱۰ می‌رسد. پرسنل خبر می‌دهند که با آقای دکتر تماس گرفته‌اند و ایشان فرموده‌اند کاری پیش آمده و تشریف برده‌اند تهران. Read moreRead more

۲۳
اردیبهشت

طاقت بیار رفیق…

اگر به انسان به‌عنوان یک موجود اجتماعی نگاه کنیم، خیلی وقت‌ها افسردگی واکنشی است نسبت به استرسورها یا تنش‌زاهای محیطی، و گاهی آن‌قدر شدت این استرسورها زیاد است که افسردگی واکنشی طبیعی است.
این اولین جمله از گفت‌وگوی پزشکی شماره‌ی جدید و در دست انتشار ماست با یکی از متخصصان محترم روانپزشکی. این گفت‌وگو که عنوانش «افسردگی» است، یکی دو خط پایین‌تر جمله‌ی جالب دیگری هم دارد:
طبیعی است که انسان در شرایط غیرطبیعی خوشحال نباشد… Read moreRead more

۱۴
اردیبهشت

سال ۵۹ بود دیگه…

سال تحصیلی ۵۹-۵۸ برام یه سال فراموش نشدنی‌یه. کلاس پنجم بودم. جوّ سیاسی خاص اون سال و اون «نشاط اجتماعی» (که الان همه‌ش برای تزریق اون به جامعه سخنرانی می‌کنن و فیلم می‌سازن و مسابقه‌ی شعر و داستان و مقاله می‌ذارن و تزریق نمی‌شه) و همه‌ی اون حال و هواهای بچگیِ شبیه به نوجوانی که باعث می‌شد این واقعیت تلخ یادمون بره که دیگه هرگز نمی‌تونیم بتمن و رابین و سوپرمنو ببینیم…
روز معلم امسال یه بهانه‌ی عالی شد برای یادآوری اون روزا. بعد از ۳۰ سال رفتم خونه‌ی خانم زاهدی، آموزگار کلاس پنجمم تو دبستان صادقی‌نژاد محله‌ی صندوق عدالت رشت. Read moreRead more