Skip to content

بایگانی دی, ۱۳۸۹

۸
دی

چاخان هم ممنوع!

روز مرگم، هر که شیون کند از دور و برم دور کنید
همه را مست و خراب از می انگور کنید
مزد غسال مرا سیر شرابش بدهید
مست مست از همه جا حال خرابش بدهید
بر مزارم مگذارید بیاید واعظ
پیر میخانه بخواند غزلی از حافظ
جای تلقین به بالای سرم دف بزنید
شاهدی رقص کند جمله شما کف بزنید Read moreRead more

۱۶
آذر

هفت‌ساله شدیم

هفت‌ساله شدیم. یعنی غفلتاً ۷ سال و هر سال ۱۲ شماره و مجموعاً ۸۴ شماره‌ تمام شد و سلام بر سال هشتم و شماره‌ی ۸۵٫
نمی‌دانم این روزها «پزشکان گیل» را می‌خوانید یا نه؛ یعنی وقتی از لفاف پلاستیکی درآوردید و یک نگاهی به آگهی‌ها انداختید و صفحاتش را یک ورق تندتند زدید (یا حتی نزدید) و تیترها را سرسری یک نگاهی کردید (یا نکردید) و دو سه خط اول این سرمقاله را از نظر گذراندید (یا…) وقت می‌کنید دوباره هم سر فرصت بنشینید بین مریض‌ها (اگر پزشک عمومی باشید) یا شب جلوی تلویزیون لم داده تک‌تک صفحات را با نگاه خریدارتری ورانداز کنید و مطلب مورد علاقه‌تان را بدون عجله و با لذت تا ته بخوانید یا نه. اگر نزدید و نکردید و نگذراندید هم گله‌ای نیست. مقصر زمانه‌ی غدار و فلک کج‌مدار است که اولویت‌های دست اول‌تری جز خواندن «پزشکان گیل» پیش روی‌مان گذاشته است؛ اما قطعاً ضرر کرده‌اید! Read moreRead more