Skip to content

بایگانی تیر, ۱۳۹۰

۱۶
تیر

وا بده، ول کن!

۱٫ فرزاد از آن‌ها بود که ذاتاً «رهبر» به‌دنیا آمده‌اند. نمی‌دانم جبهه هم رفته بود یا نه، ولی اگر پیش از ورود به دانشگاه سری به جبهه زده بود، احتمالاً در همان سن و سال هم پشت خاکریزها «فرمانده فرزاد» صدایش می‌زدند. شخصیتی کاریزماتیک، مهربان، فداکار، شجاع، خوددار (و کمی تودار)، سازمان‌ده و مسلط بر اوضاع، و ظاهری روحانی که اتفاقاً مد آن روزها هم بود: موی کوتاه و چهره‌ای که نمی‌توانستی بدون محاسن تصورش کنی. همان ترم اول بود که گمانم از سوی انجمن اسلامی به‌عنوان نماینده‌ی دانشجویان ترم ما انتصاب شد و اگرچه سه سال بعد که قرار شد نمایندگی دانشجویان انتخابی باشد، زیر بار نامزد شدن نرفت، تا آخر دوره نماینده‌ی «طبیعی» ما بود؛ Read moreRead more