Skip to content

بایگانی دی, ۱۳۹۰

۱۰
دی

منتظر کادو‌ی شما هستیم

فراخوان خوانندگان برای جشن ۱۰۰ ماهگی «پزشکان گیل»
دوستان پیشنهاد داده‌اند به‌مناسبت انتشار یکصدمین شماره‌ی ماهنامه‌ی وزین «پزشکان گیل» در بهمن‌ماه، یک شماره‌ی ویژه منتشر کنیم. راستش را بخواهید، خودمان هم دل‌مان می‌خواهد. چه‌کسی از جشن تولد و شمع فوت کردن و کادو گرفتن بدش می‌آید؟ منتها اصل قضیه همین کادو گرفتن و دادن است. اگر قول می‌دهید هر کدام از شما یادداشتی، نقدی، نظری، تشویقی، تحبیبی، تادیبی، بد و بیراهی، خاطره‌ای، رهنمودی، چیزی بالاخره (از دو خط تا دو صفحه) نثار ماهنامه‌ی وزین و سردبیر محترمش کنید، که هستیم خدمت‌تان. ولی اگر بی‌محلی کنید و جلوی غریبه‌ها و در و همسایه آبروداری نشود، شماره‌ی ۱۰۰ که هیچ، کل مجله را صرف‌نظر می‌کنیم. گفته باشیم که این تهدید جدی است! آدم با این‌جور مهمان‌ها (بلانسبت) بیخود می‌کند مهمانی بگیرد.
مهلت ارسال هدایای فوق‌الذکر هم تا دهم برج بعد (۹۰/۱۱/۱۰) باشد که بتوانیم به‌موقع ترتیب صفحه‌بندی را بدهیم. پیشاپیش «صفای قدم‌تان»! نشانی ما هم این‌جاست.

۱۵
آذر

به‌یاد دکتر سوکراتس

آن روزها پلی‌استیشن نبود، مخصوصاً این PES لعنتی که در آن راه‌به‌راه به پسرهایت ببازی و اخبار باختت را در کسری از ثانیه در صفحه‌ی فیس‌بوک و «شبکه‌ی جهانی اینترنت» مخابره کنند. فوتبال‌دستی بود که در آن قدرت مردانه‌ی مچ دست حرف اول و آخر را می‌زد نه ظرافت سرانگشتان که قابلیتی بیشتر زنانه است. من برزیل بودم و مجید آررژانتین. می‌بردیم و می‌باختیم و جر می‌زدیم (بیشتر من) و فوتبال‌دستی را به زمین می‌کوبیدیم و خراب هم نمی‌شد.
من برزیل بودم. دروازه‌بان پرز، دو بازیکن جلویش کاپیتان سوکراتس و اسکار، و سه‌تای جلویی ادر و زیکو و فالکائو. جونیور و سرجینهو هم ذخیره بودند، به مربیگری خودم: تله سانتانا! از آرژانتین هم اسوالدو آردیلس و ماریو کمپس و کاپیتان پاسارلا و البته دیه‌گو مارادونای افسانه‌ای یادم هست. Read moreRead more