Skip to content

بایگانی شهریور, ۱۳۹۱

۲۲
شهریور

فراغتی و کتابی و… وبلاگی!

۳۱ آگوست (۹ شهریور) «روز جهانی وبلاگ» بود، ۱۶ شهریور «روز وبلاگستان فارسی» و این وسط هم «هفته‌ی وبلاگ‌نویسی». خوب، من که این‌ها را نمی‌دانستم، توی «سیب پزشکی» خواندم و مهم‌تر (برای خودم) این‌که حامد حاتمی توی پستی که به این مناسبت نوشت یک حال اساسی هم به «آ با کلاه» داد و آن را در کنار «دکتر هاریسون» و «یادداشت‌های یک دانشجوی پزشکی» به‌عنوان نمونه‌ای از وبلاگ‌های پزشکان (البته نه وبلاگ‌های نمونه‌ی پزشکی!) معرفی کرد:
نوشته‌های یک سردبیر محترم. سردبیر محترمی که در کنار دغدغه‌هایش برای پزشکان و مسایل صنفی آن‌ها، با مطالعه هم میانه‌ی خوبی دارد، در هر زمینه‌ای که باشد. Read moreRead more

۱۵
شهریور

به‌افتخار کولاژ

دیشب کولاژ را دیدم. رفتم چون هم دلم می‌خواست ببینم ناتاشا محرم‌زاده‌ی شاعر در این چند سال که نمی‌دیدمش اما می‌دانستم درگیر داستان و نمایش است، چه کرده و به کجاها رسیده است، هم دلم می‌خواست بچه‌محل و دوست نوجوانی‌مان مهدی یوسفی‌زاده را ببینم (البته من از او چند سالی بزرگ‌ترم!)۱ و هم از این‌ها مهم‌تر پس از مدت‌ها یک «تئاتر» ببینم. و راضی برگشتم؛ راضیِ راضی. متن عالی و بالاتر از حد انتظارم بود. معلوم است نویسنده در این مدت هم خوب خوانده، هم خوب می‌بیند محیط و روابط و آدم‌ها را، و هم خوب فکر می‌کند و رنج می‌برد و «درگیر» است. می‌شود تصور کرد متن بدون سانسور یا خودسانسوری چقدر هم بهتر می‌شد Read moreRead more