Skip to content

بایگانی بهمن, ۱۳۹۱

۴
بهمن

صلاحیت من احراز نشد

صلاحیت من برای حضور در انتخابات این دوره‌ی نظام پزشکی احراز نشد یا تایید نشد یا هر چه… به‌همین سادگی.
۱٫ اول این‌که اگر بگویم از این موضوع غمگین نیستم، به خودم و شما دروغ گفته‌ام. حالا شما هی بگویید انگار در کشتی به حریف اسراییلی خورده و روی تشک نرفته مدال گرفته‌ای، ولی باز رد صلاحیت یک‌جور محرومیت از حقوق اجتماعی است، مثل حق تحصیل یا حق اشتغال. فکر نکنم کسی از این محرومیت خوشحال شود، حتی اگر بخواهد پزش را بدهد یا چمدانش را بسته و برای ویزا معطل همین یک فقره باشد. من که جزو این دو گروه هم نیستم. Read moreRead more

۱۴
دی

این روزها کجا هستم؟

عکس: مهراب جوزی
عکس: مهراب جوزی

این روزها کجا هستم؟ این سوالی است که این روزها برای خودم هم زیاد پیش می‌آید. هر وقت فکر می‌کنم دارم یک قدم به «ساحل آرامش» نزدیک می‌شوم، با کمال تاسف می‌بینم نه؛ دو قدم دورتر شده‌ام!
ظاهراً مشکل این‌جاست که هنوز خودم تکلیفم را با خودم روشن نکرده‌ام. ایده‌آلم این است که یک گوشه بنشینم و کتاب بخوانم و بعد بیایم این گوشه پشت مونیتور پست‌هایی مثل «چاخان هم ممنوع!»، «از سیف به نیکی یاد آرید» یا سریال «چگونه ما انسان شدیم» بنویسم؛ و یک دوجین پست دیگری که بر ذهن یا یک فایل ورد بینوا نانوشته یا نیم‌نوشته رها کرده‌ام: از آن یکی که به‌مناسبت سی‌امین سالگرد ۳۰ خرداد ۶۰ دنیای «کودکی- نوجوانی‌ام» را شخم زده بودم تا یکی دیگر که بازخوانی قصیده‌ی اعجاب‌انگیز سعدی بود (به هیچ یار مده خاطر و به هیچ دیار) و آن یکی دیگر که مروری بر زندگی رودکی عزیزم بود از میان قصیده‌ی پرآب چشم «مرا بسود و فروریخت هر چه دندان بود» و… . Read moreRead more