Skip to content

بایگانی شهریور, ۱۳۹۴

۱۴
شهریور

شوهر جنیفر لوپز بودن

jl5

صبح که سر کار می‌آمدم، پکر بودم. حتی حوصله نداشتم ضبط ماشین را روشن کنم. اگر همان‌طور که چند روز پیش یکی از دوستان برایم نوشته بود، دل‌تنگی نشانه‌ی سلامت عاطفی باشد، در اوج سلامت عاطفی بودم. توی راه و توی همین‌ پریشان‌فکری یاد جوکی افتادم که دیشب توی تلگرام خوانده بودم؛ این‌که بچه‌ی جنیفر لوپز توی مدرسه گریه می‌کند مادرش را می‌خواهد و ناظم بهش می‌گوید بچه جان، ما همه مادرت را می‌خواهیم ولی هیچ‌کدام گریه نمی‌کنیم. باز همین‌طور الکی و تداعی معانی به فکر بچه‌ی خانم لوپز و شوهرش افتادم و این‌که اگر ایشان مثل ما شوهرهای ایرانی غیرتی بود، چه می‌کشید از دست چشم‌های هیز و زبان‌های دراز مردم و لابد همان روز اول بانو را طلاق می‌داد مهر او حلال و جان این آزاد. باز همین‌طور پرش افکار رفتم روی مفهوم «شوهر جنیفر لوپز بودن» که انگار واقعاً با شوهر بودن متعارف فرق دارد. یعنی روش مرسوم همسرداری در این مورد اصلاً جواب نمی‌دهد. Read moreRead more