Skip to content

مرداد ۱۵, ۱۳۹۳

قالَ پروفسور سمیعی!

Prof. Samiee۱
مغازه‌دار پرسید: ﻣﻌﺠﺰﻩ ﻣﯽ‌ﺧﻮﺍﯼ ﻭﺍﺳﻪ ﭼﯽ ﻋﺰﯾﺰﻡ؟
دحترک گفت: ﯾﻪ ﭼﯿﺰ ﺑﺪﯼ ﻫﺮ ﺭﻭﺯ ﺩﺍﺭﻩ ﺗﻮﯼ ﺳﺮ ﺩﺍﺩﺍﺵ ﮐﻮﭼﻮﻟﻮﻡ ﮔﻨﺪﻩ‌ﺗﺮ ﻣﯽ‌ﺷﻪ! ﺑﺎﺑﺎﻡ ﻣﯽ‌ﮔﻪ ﻓﻘﻂ ﻣﻌﺠﺰﻩ ﻣﯽ‌ﺗﻮﻧﻪ ﻧﺠﺎﺗﺶ ﺑﺪﻩ، ﻣﻨﻢ ﻫﻤﻪ ﭘﻮﻝ‌ﻫﺎﻡ ﺭﻭ ﺁﻭﺭﺩﻡ ﺗﺎ ﺍﻭﻧﻮ ﺑﺮﺍﺵ ﺑﺨﺮﻡ.
- ﻋﺰﯾﺰﻡ ﺑﺒﺨﺶ ﮐﻪ ﻧﻤﯽ‌ﺗﻮﻧﻢ ﮐﻤﮑﺖ ﮐﻨﻢ، ﻣﺎ این‌جا ﻣﻌﺠﺰﻩ ﻧﻤﯽ‌ﻓﺮﻭﺷﯿﻢ.
ﭼﺸﻢ‌ﻫﺎﯼ ﺩﺧﺘﺮﮎ ﭘﺮ ﺍﺯ ﺍﺷﮏ ﺷﺪ ﻭ ﮔﻔﺖ: ﻭﻟﯽ ﺍﻭﻥ ﺩﺍﺭﻩ ﻣﯽ‌ﻣﯿﺮﻩ، ﺗﻮ ﺭﻭ ﺧﺪﺍ ﯾﻪ ﻣﻌﺠﺰﻩ ﺑﻬﻢ ﺑﺪﯾﺪ.
ﻧﺎﮔﻬﺎﻥ ﺩﺳﺘﯽ ﻣﻮﻫﺎﯼ ﺩﺧﺘﺮ ﮐﻮﭼﻮﻟﻮ ﺭﻭ ﻧﻮﺍﺯﺵ ﮐﺮﺩ ﻭ ﺻﺪﺍیی ﮔﻔﺖ: ﺑﺒﯿﻨﻢ ﭼﻘﺪﺭ ﭘﻮﻝ ﺩﺍﺭﯼ؟
و بعد ﭘﻮﻝ‌ﻫﺎی دخترک ﺭﻭ ﺷﻤﺮﺩ ﻭ ﮔﻔﺖ: ﺧﺪﺍﯼ ﻣﻦ ﻋﺎﻟﯿﻪ، ﺩﺭﺳﺖ ﺑﻪ ﺍﻧﺪﺍﺯﻩ‌ی ﺧﺮﯾﺪ ﻣﻌﺠﺰﻩ ﺑﺮﺍﯼ ﺩﺍﺩﺍﺵ ﮐﻮﭼﻮﻟﻮﺕ!
ﺑﻌﺪ ﻫﻢ ﮔﺮﻡ ﻭ ﺻﻤﯿﻤﯽ ﺩﺳﺖ ﺩﺧﺘﺮ ﺭﻭ ﮔﺮﻓﺖ ﻭ ﮔﻔﺖ: ﻣﻨﻮ ﺑﺒﺮ ﺧﻮﻧﻪ‌ﺗﻮﻥ ﺗﺎ ﺑﺒﯿﻨﻢ ﻣﯽ‌ﺗﻮﻧﻢ ﻭﺍﺳﻪ ﺩﺍﺩﺍﺷﺖ ﻣﻌﺠﺰﻩ ﺗﻬﯿﻪ ﮐﻨﻢ؟
ﺍﻭﻥ ﻣﺮﺩ ﻓﻮﻕ ﺗﺨﺼﺺ ﺟﺮﺍﺣﯽ ﻣﻐﺰ ﺑﻮﺩ. ﺩﻭ ﺭﻭﺯ ﺑﻌﺪ ﻋﻤﻞ ﺑﺪﻭﻥ ﭘﺮﺩﺍﺧﺖ ﻫﯿﭻ ﻫﺰﯾﻨﻪ‌ی ﺍﺿﺎﻓﻪ‌ﺍﯼ ﺍﻧﺠﺎﻡ ﺷﺪ. ﻫﺰﯾﻨﻪ‌ی ﻋﻤﻞ ﻣﻘﺪﺍﺭﯼ ﭘﻮﻝ ﺧﺮﺩ ﺑﻮﺩ ﻭ ﺍﯾﻤﺎﻥ ﯾﮏ ﮐﻮﺩﮎ. ﻣﺪﺗﯽ ﺑﻌﺪ ﻫﻢ ﭘﺴﺮﮎ ﺻﺤﯿﺢ ﻭ ﺳﺎﻟﻢ ﺑﻪ ﺧﺎﻧﻪ ﺑﺮﮔﺸﺖ.
دکتر ارنست گروپ، رییس سابق بیمارستان هانوفر آلمان، چندی پیش این خاطره رو در یک کنفرانس علمی مطرح کرد… و اون مرد جراح کسی نبود جز… پروفسور مجید سمیعی.

۲
ﭘﺮﻭﻓﺴﻮﺭ ﻣﺠﯿﺪ ﺳﻤﯿﻌﯽ، ﭘﺪﺭ ﻣﻐﺰ دنیا:
ﺁﺩﻡ ﻣﺬﻫﺒﯽ‌ﺍﯼ ﻧﯿﺴﺘﻢ ﺍﻣﺎ
ﺍﺯ ﺁﻧﺎﻧﯽ ﮐﻪ ﺑﻪ ﻫﯿﭻ، ﭘﺎﯾﺒﻨﺪ ﻧﯿﺴﺘﻨﺪ، می‌ترسم
ﺍﺯ ﺁﻧﺎﻧﯽ ﮐﻪ ﺧﺪﺍ ﺭﺍ ﺑﻪ ﭼﺎﻟﺶ ﻣﯽ‌ﮐﺸﻨﺪ، می‌ترسم
این‌ها ﺑﺮﺍﯼ ﻫﯿﭻ ‌ﮐﺲ ﻭ ﻫﯿﭻ ﭼﯿﺰ ﺍﺭﺯﺷﯽ ﻗﺎیل ﻧﯿﺴﺘﻨﺪ
ﻓﺮﯾﺐ ﻇﺎﻫﺮ ﺭﻭﺷﻨﻔﮑﺮﺷﺎﻥ ﺭﺍ ﻧﺨﻮﺭﯾﺪ
ﮐﺴﺎﻧﯽ ﮐﻪ ﺗﻨﻬﺎ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﻭ ﻋﻘﻞ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﻗﺒﻮﻝ ﺩﺍﺭﻧﺪ
ﺷﻤﺎ ﺭﺍ ﺩﺭ ﻧﻬﺎﯾﺖ، ﻫﯿﭻ ﻣﯽ‌ﭘﻨﺪﺍﺭﻧﺪ
ﺍﯾﻨﺎﻥ ﺑﻪ ﻋﺸﻖ ﻧﯿﺰ ﺧﯿﺎﻧﺖ ﻣﯿﮑﻨﻨﺪ
ﭼﺮﺍ ﮐﻪ ﺧﺪﺍﯾﯽ ﻧﺪﺍﺭﻧﺪ…
ﺁﺩﻡ ﻣﺬﻫﺒﯽ‌ﺍﯼ ﻧﯿﺴﺘﻢ
ﺍﻣﺎ
ﺍﺯ ﺁﻧﺎﻧﯽ ﮐﻪ ﺑﯿﺶ ﺍﺯ ﺣﺪ ﻣﺬﻫﺒﯽ‌ﺍﻧﺪ، می‌ترسم
ﺍﺯﻫﺮ ﺩﯾﻦ ﻭ ﺁیینی ﮐﻪ ﺑﺎﺷﺪ
ﺍﺯ ﺁﻧﺎﻧﯽ ﮐﻪ ﺗﻨﻬﺎ ﺁیین ﻣﺬﻫﺐ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﺭﺍﻩ ﺳﻌﺎﺩﺕ می‌دانند، می‌ترسم
ﮐﺴﺎﻧﯽ ﮐﻪ ﺑﻪ‌ﻏﯿﺮ ﺍﺯ ﺧﻮﺩ ﻭ ﻫﻢ‌ﮐﯿﺸﺎن‌شان، ﺩﯾﮕﺮﺍﻥ ﺭﺍ ﮐﺎﻓﺮ ﻣﯽ‌ﺍﻧﮕﺎﺭﻧﺪ
ﻓﺮﯾﺐ ﻇﺎﻫﺮ ﺧﺪﺍﺗﺮس‌شان ﺭﺍ ﻧﺨﻮﺭﯾﺪ!
ﺷﻤﺎ ﺭﺍ ﺩﺭ ﻧﻬﺎﯾﺖ، ﮐﺎﻓﺮ ﻣﯽ‌ﭘﻨﺪﺍﺭﻧﺪ
ﺍﯾﻨﺎﻥ ﺑﻪ ﻋﺸﻖ ﻧﯿﺰ ﺧﯿﺎﻧﺖ می‌کنند
ﭼﺮﺍ ﮐﻪ ﺑﻪ ﺩﺭﮔﺎﻩ ﺧﺪﺍی شان ﺗﻮﺑﻪ ﺧﻮﺍﻫﻨﺪ ﮐﺮﺩ…
ﺁﺩﻡ ﻣﺬﻫﺒﯽ‌ﺍﯼ ﻧﯿﺴﺘﻢ
ﺍﻣﺎ
ﺧﺪﺍ ﻫﻤﻪ‌ی ﺩﺍﺭﺍﯾﯽ ﻣﻦ ﺍﺳﺖ.

۳
آن داستان دلاویز اولی و این سخنان گهربار دومی هر دو دروغ‌اند؛ از دم دروغ! دروغ به این معنی که اولی هرگز در عالم واقع اتفاق نیافتاده و اصولاً بعید است دکتر سمیعی برای خرید مایحتاج زندگی شخصاً به بقالی برود تا تصادفاً با دخترکی معجزه‌خر روبه‌رو شود و دومی نیز فارغ از این‌که با محتوایش موافق باشیم یا مخالف (که شخصاً معتقدم متن بسیار مزخرف و بی‌مایه‌ای است که بیشتر از مدارا و رواداری، میان‌مایگی و هرهری مذهبی را تبلیغ می‌کند)، از آنِ دکتر مجید سمیعی رشتی‌الاصل هانوفری‌المسکن، جراح زبردست مغز و اعصاب جهان نیست. تا آن‌جا هم که می‌دانم، با این‌که پروفسور سمیعی به‌حق بنیان‌گذار جراحی میکروسکوپی مغز و جراحی قاعده‌ی مغز است و دانش و چیره‌دستی‌اش در این موارد چنان است که او را به یکی از والاترین نام‌ها در تاریخ پزشکی تبدیل کرده است، هیچ‌جا با عنوان نامانوس «پدر مغز جهان!» نامیده نشده است.

۴
انصافاً اصل موضوع چندان تازه نیست. احادیث و روایات جعلی که در آن هر کس یافته‌ها و بافته‌های ذهنی خود را به مقدسین نسبت داده و برای دورترین انبیا یا پادشاهان، از واقعی تا اسطوره‌ای و خیالی، چنان داستان‌هایی با چنان جزییات و ظرایف و ریزه‌کاری‌هایی ساخته که گویا خود شخصاً در آن‌ها حضور داشته یا از راوی کهن‌سالی شنیده، چنان با تاریخ ما درآمیخته که برای تشخیص سره از ناسره‌ی فقط بخش دینی‌اش از سال ۹۱ «دانشکده‌ی علوم حدیث» به «دانشگاه قرآن و حدیث» با ۱۴ رشته‌ی تحصیلی از کارشناسی تا دکترا و صدها دانشجو و استاد و… ارتقا یافته است. این هم ‌که چرا این کار را می‌کنیم و با وجود این‌که کشورمان به‌دلیل پیشینه‌ی تاریخی و فرهنگی پربارش افتخارات و بزرگان واقعی زیادی برای نازش و بالش دارد، برای خود افتخارات و مفاخر جعلی می‌تراشیم، بحث روان‌شناسی و مردم‌شناسی و جامعه‌شناسی مفصلی دارد که در صلاحیت من نیست. اما این‌‌که چنین «خالی‌بندی» در سال‌های اخیر روزبه‌روز بیشتر رواج یافته و دروغ‌زنان بیشترین بهره را از گسترش ابزارهای ارتباطی نوین برده‌اند، باید حساسیت هر کدام از ما به‌ویژه تحصیلکرده‌ترها و فرهیخته‌تران را برانگیزد؛ آن هم در روزهایی که سیلاب جعل و دروغ در این مدت دامن بزرگان ایران‌زمین از کوروش کبیر و داریوش هخامنشیِ باستان تا دکتر شریعتی و دکتر حسابیِ چند دهه پیش را آلوده و به سیمین بهبهانی و حسین پناهی و حالا دکتر سمیعی عزیزمان رسیده است.

۵
«چه اشکالی دارد؟» این جمله را از دوستانم بسیار شنیده‌ام. و این توضیح را که: «حرف خوب، خوب است و باید شنید، چه دکتر شریعتی گفته باشد، چه فلان کاربر ناشناس دنیای وب.» اما اولاً واقعاً همه‌ی این حرف‌ها «خوب» (به‌معنای راست و درست و مفید و علمی و اثبات‌شده و…) نیست؛ این‌که از قول پروفسور سمیعی جراح بنویسیم «ﺍﮔﺮ ﺣﺴﺎﺑﯽ ﺍﻋﺼﺎﺏﺗﺎﻥ ﺑﻪ ﻫﻢ ﺭﯾﺨﺘﻪ، ﻣﻮﺯ ﺑﺨﻮﺭﯾﺪ؛ ﺍﮔﺮ ﻣﯽﺧﻮﺍﻫﯿﺪ ﮐﻠﯿﻪ‌ﺗﺎﻥ ﺳﻨﮓ ﻧﺴﺎﺯﺩ، ﺯﺭﺩﺁﻟﻮﺩ ﺑﺨﻮﺭﯾﺪ؛ ﺍﮔﺮ ﻓﺸﺎﺭ ﺧﻮﻥﺗﺎﻥ ﺑﺎﻻﺳﺖ، ﻛﺸﻤﺶ ﺑﺨﻮﺭﯾﺪ و…» مسلماً مصداق نشر اطلاعات «خوب» در وب نیست. اما اهمیت مساله فقط در این هم نیست. ما نزدیک‌ترین نسل به دکتر سمیعی هستیم. اگر خودمان هم ندیده‌ایم، حکایت واقعی دانش و تبحر ایشان را از افراد موثق شنیده‌ایم که مثلاً در ابعاد میکروسکوپی مغز چنان به‌ سرعت و مهارت (در عین دقت و مراقبت) جراحی می‌کند که گویی در اتوبان‌های آلمان بنز می‌راند؛ اما نسل‌های بعد چطور؟ اگر نوجوانان ناباور و دیراعتقاد ما باور کنند که چنین سخنان بی‌مایه‌ای را دکتر سمیعی گفته است، به سخنان «واقعی» ایشان نیز شک نخواهند کرد؟ یا اگر چنان داستان‌های سخیفی را درباره‌ی ایشان بشنوند، داستان‌های «واقعی» این ابرمرد گیلانی را نیز افسانه نخواهند پنداشت؟ هیچ ملتی با بزرگان و «اسطوره»های خود آن می‌کند که ما می‌کنیم؟

۶
این اولین بار نیست که در این‌باره می‌نویسم. در شماره‌ی ۸۶ «پزشکان گیل» (آذر ۸۹) هم مقاله‌ای نوشته بودم با عنوان «چاخان هم ممنوع» که می‌توانید در همین وبلاگ بخوانید. چند بار هم در همین‌جا سایت بسیار خوب «گمانه» را معرفی کرده‌ام که به‌طور تخصصی به بررسی این خرافات، شایعات و گزافه‌گویی‌ها می‌پردازد. اما در این مدت اوضاع بهتر نشده که هیچ، با شتاب روزافزونی بدتر هم شده است. یک دلیل این همه‌گیری و «سونامی دروغ» البته رواج روش‌های ارتباطی جدید (مثلاً در تلفن‌های همراه) و عادت به وقت‌گذرانی با آن‌هاست ولی در این مورد خاص به‌نظر می‌رسد در چند سال اخیر به‌ویژه آسان‌گیری‌های احمدی‌نژاد در ارایه‌ی آمار و اطلاعات (واژه‌ی دیگری به‌کار نمی‌برم تا متهم به توهین به رییس‌جمهور سابق نشوم) حساسیت‌ها را نسبت به چنین رفتار و گفتارهایی کم کرده است. البته گفتنی‌ها درباره‌ی میراث آن دوره‌ی ۸ ساله بسیار است ولی به‌گمانم حالا که همه‌ی مقامات مملکت عزم‌شان را جزم کرده‌اند اوضاع را از نظر اقتصادی و روابط بین‌الملل و… به دوران ماقبل احمدی‌نژاد برگردانند (و از جمله اخیراً رییس‌جمهور روحانی سوگند یاد می‌کند که «والله و بالله و تالله سال‌های ۸۴ تا ۹۲ دیگر تکرار نخواهد شد») آیا ما وظیفه نداریم بکوشیم اوضاع فرهنگی این مرز و بوم هم دست‌کم به همان روال سابق برگردد؟ احتمالاً داریم و اتفاقاً هر چقدر که وظیفه‌ی تیم اقتصادی دولت سخت باشد، کار ما، وظیفه‌ی شخصی تک‌تک ما، خیلی هم سخت نیست؛ فقط دروغ نپردازیم، دروغ بازنشر نکنیم و در موارد مبهم و مشکوک سند و مدرک و منبع بخواهیم؛ حتی اگر دلاویزترین دروغ‌ها و با مقدس‌ترین اهداف باشد!

۳۵ نظر ارسال نظر
  1. مرداد ۱۵ ۱۳۹۳

    سلام
    بسیار جالب بود.
    داستان منسوب به پروفسور سمیعی را در اینترنت یکی به جراحی خارجی نسبت داده بود.
    اخیرا نقل قول هایی از عمه دکتر شریعتی یا شوهر خواهر گارسیامارکز هم به من می رسد.
    من به هیچ کدام توجهی ندارم و فقط می خندم.
    پدرم همیشه شعری از سعدی می خواند و می گفت:

    <>

    پاینده باشی

  2. مرداد ۱۵ ۱۳۹۳

    غریبی گرت ماست پیش آورد دو پیمانه آب است و یک چمچه دوغ
    اگر راست می خواهی از من شنو جهاندیده بسیار گوید دروغ

  3. شهریار
    مرداد ۱۶ ۱۳۹۳

    سلام متن زیبایی بود ابتدا تعجب کردم از این داستان سرایی ،بعد خوشحال شدم که به این موضوع پرداختید از روشنگری هایتان ممنونم منم بعضی از مسایل روز مره را که میبینم آزارم میدهند ولی این روزا حسش نیست آدم بنویسه . بیشتر اگه فرصت میکنم میخوابم اونم حداکثر ۴ ساعت در طی روز شده این چند وقتها
    شهریار

  4. حسین
    مرداد ۱۶ ۱۳۹۳

    بنظر من معنی و مفهوم نوشته از نویسنده مهمتره ،
    حرف حساب به دل میشینه حالا هر کی گفته باشه .

  5. محمد محزون
    مرداد ۱۶ ۱۳۹۳

    جالبش اینه که کسایی که اینحرف رو کپی پیست می کنن چنان با این جملات ایمان میارن که نمی شه از ذهن شون خارج کرد میشن درست مثه متعصبین مذهبی انگار هیچ چیز دیگر در دنیا وجود ندارد

  6. ali
    مرداد ۱۶ ۱۳۹۳

    Salam
    kheili ziba bood.
    Bazi afrad baraye tarvij bazi az aghayed pooch az namhaye bozorgi mesle dr.samei va…….soe estefadeh mikonan.

  7. افشین خداشناس
    مرداد ۱۷ ۱۳۹۳

    آفتی شده این پدیده ی نامیمون.بدتر از نقل فرمایشات از قول این و آن بزرگوار ،”شبه علم” ای است که علم ناب را چون شته و خزه پوشانده.این هم یکی از مضرات عصر دیتا است که لاعلاج است گویا.وقتی فی المثل مهندس ایرج حسابی پدر بزرگوارش را با روایات و حکایات جعلی می آکند از این و آن عوام چه انتظار؟ممنون مسعود جان که مصرانه همچنان ستاره به دریا می اندازی.درود بر تو.

  8. مرداد ۱۷ ۱۳۹۳

    نگاه هوشمندی بود، به آنچه که بیشتر از پیش فراموش می شود؛ “فرهنگ” مان و “مچاله شدگی” اش را می گویم.
    به راستی باید ترسید؛ از آنچه که از جنس تاریکی و خشونت و کژی، جای فرهنگ ما را گرفته؛ که این کاستی افزون بر هزار هزار پدیده شوم دیگر خود را به جامعه و فرد تحمیل می کند.
    دریغ و افسوس! افرادی که ستاره دریایی به موج می سپارند، کم شمار تر از آنی هستند که تغییر زودهنگامی را منتظر باشیم؟!
    من نیز همچون آقای دکتر خداشناس بزرگوار کوشش تان را ارج می گذارم و خواهش می کنم در راستای خواسته نوشتار “قالَ پروفسور سمیعی!” لینک مطلب خواندنی ستاره دریایی را در صورت امکان به کامنت آقای دکتر خداشناس بیافزایید.
    درود

  9. بهنام نورولوژیست
    مرداد ۱۸ ۱۳۹۳

    به نکته جالبی اشاره کردید هرکس بخواد به درجات و افتخارات علمی پرفسور سمیعی خدشه ای وارد کنه قطعا نارسایی مغزی یا عقده حقارت داره ولی ما ایرانی ها استاد بت سازی هستیم کار بجایی رسیده که مردم و حتی بسیاری از پزشکان گمان میبرند همه اهالی علوم اعصاب ایران به اندازه پت پ مت هم از مغز سر در نمیارند و فقط پرفسور سمیعی به کل علوم مغزی احاطه دارند آش آنقدر شور شد که وقتی حضرت آیت الله مهدوی کنی دچار عارضه مغزی ناشی از ایسکمی گلوبال شدند از ایشان دعوت شد که بر بالین ایشان حاضر شده و کامنت بدهند در حالیکه این در حیطه تخصص نورولوژی است بارها بیماران نورولوژیکی نظیر مبتلایان ام اس از بنده نورولوژیست تقاضا کردند که جهت مشاوره بهتر براشون نامه معرفی به پرفسور سمیعی صادر کنم

  10. اشنا
    مرداد ۱۸ ۱۳۹۳

    کاملا موااااااافقم

  11. مرداد ۱۸ ۱۳۹۳

    مطلب تون قابل تقدیره، من هم مثل شما و بقیه همکاران مؤافقم ولی با این شدت و حدت حکم صادر کردن هم منطقی نیست، خودش یک مشکلی است به شکل دیگر.

  12. مجید
    مرداد ۲۰ ۱۳۹۳

    بعضی آدمها کمبودهای خود را در خرید فلان مارک خودرو،‌یا گوشی و یا … جستجو میکنند تا بلکه با دیده شدن آن،‌ ایشان هم دیده شود. و اینها هم از سرخوردگیهای این زمانه (ناشی از اقتصاد) است که در عموم با دروغ پردازی نمود پیدا کرده است.
    علت دروغ گفتن، تظاهر کردن، تفاخر کردن، و … همه از کمبودها و سرخوردگیهای تحمیل شده از اقتصاد بر مردم است.
    قبلا با سیلی صورت خود را سرخ نگه میداشتند، الان با دروغ.
    البته تا حدودی نیز با بند ۵ مواقم. از قدیم گفتن حرف خوب رو باید شنید (نبین کی گفته،‌ببین چی گفته)

  13. مرداد ۲۰ ۱۳۹۳

    نظر شما مطرح و درست و نوشته تان خوب بود. متشکرم.

  14. مسعود
    مرداد ۲۱ ۱۳۹۳

    با سلام.
    بعد از خوندن این متن اشک تو چشمام جمع شد….
    قبل از هر چیز اول به ایرانی بودنم و بعد به گیلانی بودنم افتخار میکنم

  15. ح3ـین
    مرداد ۲۲ ۱۳۹۳

    آدم مذهبی نیستم اما …
    .
    .
    .
    . :)

  16. عمو نوروز
    مرداد ۲۴ ۱۳۹۳

    اگر اشتباه نکنم نویسنده انطور که در مجله نوشته بود باید اقای دکتر مسعود جوزی باشد. اقای دکتر شان پزشکی از اوردن اسامی ادمهایی وطن فروشی امثال حسین پناهی فیلم ساز جعلی ودروغین علیه نظام مقدس جمهوری اسلامی و برای جایزه گرفتن از بیگانگان و کسان دیگری که (نه ملی ونه مذهبی)هستند.بدور می باشدبعضی از این افراد پرونده قضایی در دادهگاهادارند .چه ربطی به مسئله مقدس پزشکیدارد.یا حق

  17. مرداد ۳۰ ۱۳۹۳

    با سپاس از همه‌ی دوستان بزرگواری که نظر گذاشتن و پوزش از این‌که نشد زودتر پاسخ بدم؛ متاسفانه اون مقاله‌ی ستاره‌ی دریایی رو فرصت نکردم پیدا کنم. اون آقای «عمو نوروز» هم که نظر آخر رو گذاشتن توجه کنن حسین پناهی با جعفر پناهی فرق داره (فارغ از این‌که چه نظری درباره‌شون داشته باشیم). متاسفم که بعضی از پرونده‌های قضایی هم که تشکیل می‌شه (و من خودم یکی‌شو دارم) براساس همین حد از اطلاعات ساخته شده.

  18. عمو نوروز
    شهریور ۶ ۱۳۹۳

    دکتر جان اشتباه مارا ببخشید . ولی سمیین بهبهانی شاعره جدیدالفوت شده ضد نظام جمهوری اسلامی بفرمایید چه ربطی به مسئله پزشکی دارد.؟

  19. سپیده
    شهریور ۱۰ ۱۳۹۳

    عالی بود.

  20. علیرضا
    مهر ۱ ۱۳۹۳

    عمو نوروز خان! شما شخصیت واقعی هستی یا کارتونی؟

  21. سارا
    مهر ۲۵ ۱۳۹۳

    به نظر من پروفسور سمیعی اگه پدر مغز جهان نیست ..مبدع جراحی قاعده مغز جهانه…پس میتونه از پدر مغز هم بالاتر باشه..آقای روشنفکر ..وقتی کسی به این درجه عالی میرسه ..توانایی ها رو از خدا میگیره..پس شک نکن خدا عاشقانه دوسش داره و اونم لیاقتشو ثابت کرده…مرحبا پروفسور وتاسف به خاطر این کم بینی

  22. بابک
    مهر ۲۸ ۱۳۹۳

    با سلام
    متاسفانه مردم ما دچار عارضه زود باوری هستند..
    هر مطلبی را بدون ماخذ قبول میکنن و دوباره به زبان میارن..
    مطمئنا ما پزشکان قابل زیادی هم داخل از کشور داریم که تک تکشون می بالیم و آقای سمیعی هم جزئی از افتخارات ایران زمین میباشد..
    ممنونم که به پدیده زود باوری و داستان پردازی در خصوص چهره ها پرداختید .
    موفق باشید..

  23. امیر
    آبان ۲ ۱۳۹۳

    @ali, پوچ یا پر مغز قضاوت را به خوانده واگذار کنید

  24. هاوار
    آبان ۳ ۱۳۹۳

    مهم گوینده مطلب نیست جناب دکتر سمیعی اول چهره جهانی شد ۲۰ سال بعد چهره ایرانی !!!
    ما همیشه دیر آدمارو میشناسیم!
    در هرصورت مطب نقل شده واقعا” زیباست
    آدم مذهبی نسیتم
    .
    .
    اما از کسانی که بیش از حد مذهبی هستند میترسم!
    .
    .
    آدم مذهبی نسیتم
    .

    اما خدا همه ی دارایی من است!

  25. امیرمحمد
    آبان ۱۰ ۱۳۹۳

    خیلی عالی بودامامن ازشما یه خواهش کوچولودارم درباره ی مغزواعصاب مطالب زیادی بگذارید

  26. امیر
    دی ۱۵ ۱۳۹۳

    مرسی که گفتی ممنون

  27. سامان
    بهمن ۲۴ ۱۳۹۳

    خیلی عالی بود و به دردم خورد.
    ممنون!

  28. احمد
    اردیبهشت ۷ ۱۳۹۴

    صحت اینکه مطلب دوم رو پرفسور سمیعی گفته یا نه رو نمیدونم ولی از اونجایی ک این سخن دقیقا بیان کننده سخن پیامبر اکرم(ص) ک میفرمایند: ” خیر امور اوسطها ” من از این سخن عقلا و منطقا لذت بردم.هرچه از دل برآید لاجرم بر دل نشیند.لطفا انقدر متعصب و کوتاه بین نباشید.سخن زیباست و اگر گفته پرفسور باشه چ بهتر وگرنه سخن زیباییه ک ب دل مخاطب میشینه حالا از هرکسی ک باشه.ممنون

  29. محمدرضا
    خرداد ۲۵ ۱۳۹۴

    سلام این داستان ها خیلی خیلی جالب و به درد بخور بودند ممنونم از شما خدا نگهدار

  30. احمد
    تیر ۲۵ ۱۳۹۴

    البته باید خاطر نشان کرد که بسیاری از مطالبی که در سایت “گمانه” مطرح میشود اشتباه است
    که البته از چنین مدیرانی که آن سایت دارد اصلا بعید نیست

  31. سعید
    تیر ۲۷ ۱۳۹۴

    مجید سمیعی (زاده ۲۹ خرداد ۱۳۱۶ در شهر رشت[۱]) پزشک و جراح مغز و اعصاب سرشناس ایرانی است. او در حال حاضر ریاست بیمارستان خصوصی علوم عصبی هانوفر در آلمان را بر عهده دارد که خود بنیان‌گذار آن بوده است.[۲]

    وی در زمینهٔ تورم مغز و ترمیم و بازسازی جراحی دستگاه عصبی محیطی مطالعات مهمی انجام داده‌است.[نیازمند منبع]

    سمیعی بیشترین اعمال جراحی روی تومورهای موسوم به «نورینوم آکوستیک» انجام داده‌است.[نیازمند منبع]

    او در دهه ۱۹۹۰ یک مرکز خصوصی بین‌المللی علوم اعصاب (به انگلیسی: International Neuroscience Institute) که به اختصار INI شناخته می‌شود، را تاسیس نمود. بنای این مرکز برگرفته از شکل مغز می‌باشد. این مرکز در شهر هانوفر آلمان واقع است و ریاست آن را مجید سمیعی و پسرش بر عهده دارند. سمیعی شاگردان زیادی تربیت کرده‌است که در کشورهای مختلف جهان به فعالیت در زمینه جراحی مغز و اعصاب مشغول هستند و هر ساله کنفرانسی را به افتخار سمیعی در یکی از کشورها برگزار می‌کنند.[نیازمند منبع] او در حال حاضر نیز بسیار فعال بوده، عمل‌های جراحی سنگین در قاعده مغز را انجام می‌دهد و در اغلب کنگره‌های جراحی مغز و اعصاب جهان بعنوان سخنران مدعو شرکت می‌کند.[نیازمند منبع]

    سمیعی در ۱۰ مهر ۱۳۹۰ به دریافت عنوان استاد افتخاری دانشگاه تهران نائل شد.[نیازمند منبع] او همچنین در سال ۲۰۱۴ از سوی آکادمی جهانی جراحان مغز و اعصاب عنوان برترین جراح مغز جهان را به خود اختصاص داد.[۳]

  32. تبسم
    مرداد ۲ ۱۳۹۴

    سلام،مهم اصل مطلبه ، که همچین بیراهم نیست در هرحال پروفسور سمیعی از چهره های قابل احترامه. بهتره به جای جست و جو در مورد صحت نقل قول؛ مطالب دیگری به اشتراک بذاریم چرا که موضوعات دیگری هم هستند که میطلبه در اونها ریز شد.

  33. ﻣﻬﺪﯼ ﺑﺪﻟﯽ
    مرداد ۲۰ ۱۳۹۴

    ﺩﺭ ﻫﺮ ﺻﻮﺭﺕ ﺳﺨﻨﺎﻥ ﻭ ﺟﻤﻼﺕ ﺯﯾﺒﺎﺳﺖ.ﺍﮔﺮ ﻣﺴﺎﻟﻪ ﺗﺮﺱ ﺍﺯ ﺍﯾﻦ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﻫﺮ ﺣﺮﻓﯽ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺩﮐﺘﺮ ﻧﺴﺒﺖ ﺩﻫﻨﺪ ﮐﻪ ﺑﺎﯾﺪ ﮔﻔﺖ ﺟﺎﯼ ﻧﮕﺮﺍﻧﯽ ﻧﯿﺴﺖ.ﺩﮐﺘﺮ ﺳﻤﯿﻌﯽ ﺷﻨﺎﺧﺘﻪ ﺷﺪﻩ ﻫﺴﺘﻨﺪ ﻭ ﻫﺮ ﺣﺮﻓﯽ ﺭﺍ ﻧﻤﯽ ﺷﻮﺩ ﺑﻪ ﺍﯾﺸﺎﻥ ﻧﺴﺒﺖ ﺩﺍﺩ.ﺍﻣﺎ ﺩﺭ ﮐﻞ ﺍﯾﻦ ﮐﻪ ﺩﺍﺳﺘﺎﻥ ﺳﺎﺯﯼ ﺷﻮﺩ ﻭ ﺩﺭﻭﻍ ~ﺭﺍﮐﻨﯽ ﺧﻮﺏ ﻧﯿﺴﺖ ﻭ ﺍﻣﯿﺪﻭﺍﺭﻡ ﻣﺸﮑﻞ ﺳﺎﺯ ﻧﺸﻮﺩ ﺟﻠﻮﯼ ﺍﯾﻦ ﻣﺴﺎﻟﻪ ﺑﺎ ﺭﻭﺷﻦ ﺳﺎﺯﯼ ﮔﺮﻓﺘﻪ ﺷﻮﺩ.ﻣﮕﺮﻧﻪ ﭼﻪ ﺍﺷﮑﺎﻟﯽ ﺩﺍﺭﺩ ﺟﻤﻼﺕ ﺯﯾﺒﺎ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺍﻓﺮﺍﺩ ﺑﺰﺭﮒ ﺟﺎﻣﻌﻪ ﻧﺴﺒﺖ ﺩﺍﺩ.ﻣﻬﻢ ﺯﯾﺒﺎﯾﯽ ﺍﻥ ﻣﻄﺎﻟﺐ ﺍﺳﺖ. 

  34. آذر ۹ ۱۳۹۴

    باسلام
    ممنون از پستهای خوبتون.

  35. دی ۱۵ ۱۳۹۴

    سلام…خسته نباشین.واقعا کارتون عالیه..من وهمکلاسیهام همیشه سر این موضوعات بحث میکنیم اخرش هم ب هیچ نتیجه ای نمیرسیم ازبس حرفا تناقض دارن…واقعا نمیدونیم ب چه منبعی مراجعه کنیم برای موضوعات دینی وتاریخی ..ممنون میشم راهنمایی کنین

ارسال نظر

(required)
(required)

Note: HTML is allowed. Your email address will never be published.

اشترک در نظر