Skip to content

بهمن ۲۵, ۱۳۹۳

۷

برسد به‌دست آقای وزیر!

Dr Hashemiجناب آقای وزیر بهداشت!
بیزارم از آن‌ها که خود از بام تا شام دنبال ریال و دلار می‌دوند ولی یکی را که در این مسابقه ازشان پیش افتاده با پسوند «میلیاردر» و «مولتی‌میلیاردر» به‌زعم خود تحقیر می‌کنند. به‌ویژه بیزارم از آنان که به‌جای نقد عملکرد شخصیت حقوقی جناب‌عالی که سکان‌دار بهداشت و درمان مملکت هستید، شخصیت‌ حقیقی‌تان را با برچسب «وزیر میلیاردر» هدف قرار می‌دهند. اما از بخت بد این نامه به همین وجه شخصی‌تان برمی‌گردد: میلیاردر بودن‌تان! چرا؟ چون اگرچه گفتم هیچ مشکلی با ثروتمند بودن هیچ‌کس به‌ویژه شخص شما که از مفاخر علمی جامعه‌ی پزشکی هستید، ندارم اما می‌ترسم نتوانید، علی‌رغم این‌همه دانش و درایت، بین شخصیت حقیقی و حقوقی‌تان تمایز قایل شوید: بین شخصیت دکتر هاشمی ثروتمند با وزیر بهداشت کشوری که باید روزگارش را با «اقتصاد مقاومتی» بگذراند. این طبیعی است که شما در زندگی شخصی پول‌تان را هر جور بخواهید خرج کنید و مثلاً اگر ماشین‌تان به جایی مالید، منتظر بیمه نمانید تا بتوانید به کارهای مهم‌ترتان برسید؛ اما این‌که تصور کنید همه‌ی مشکلات نظام سلامت هم با دو تا اسکناس اضافه حل می‌شود، قیاس مع‌الفارق است.
حالا داستان چیست؟ رویکردی که به‌نظر می‌رسد این روزها در پیش گرفته‌اید: چشم پوشیدن از طرح‌های پردردسر «نظام ارجاع» و «پزشک خانواده» و در عوض، تزریق پول بی‌حساب به بخش تخصصی درمان و عرضه‌ی ارزان‌قیمت خدمات تخصصی پزشکی به مردم. لب کلام را معاون درمان‌تان گفته است: «تا پایان سال آینده ۵۶۰۰ کلینیک ویژه‌ در سراسر کشور تاسیس می‌کنیم تا پزشکان متخصص در آن‌ها با ویزیت فقط ۳۲۰۰ تومان، بیمار ببینند. علاوه بر این، در همین کلینیک‌ها مراکز تصویربرداری و داروخانه هم راه می‌‌اندازیم.» چرا؟ «چون در بخش خصوصی ویزیت پزشکان متخصص گران است!» خب، این صورت مساله است. ‌کمی قضیه را که باز کنیم دو سه نتیجه‌ی مشخص دارد:
۱- پزشکان متخصصی که از بیمار فقط ۳ هزار تومان می‌گیرند، مابه‌التفاوت ویزیت خود را که هر ماه باید به چند ده میلیون تومان برسد، از «شما» طلب خواهند کرد. یعنی علی‌رغم این‌همه شعار که در لزوم دعوت بخش خصوصی به درمان سر داده‌ شد، حالا «شما» علاوه بر بیمارستان‌داری، دارید «کلینیک‌داری» هم می‌کنید؛ منتها برای این‌که نگویند برخلاف قوانین بالادستی، دارید بخش دولتی را فربه‌تر می‌کنید، به‌جای «حقوق» اسم پرداختی‌ها را «خرید خدمت» گذاشته‌اید و البته با مدیریت دولتی.
۲- این «شما» که گفتم، یعنی «وزارت بهداشت»؛ یعنی بیمه‌ها را دور زده‌اید؛ یعنی بودجه‌ی سلامت را خودتان در دست گرفته‌اید و هم خریدار و هم ناظر خدمت خود شمایید. یعنی اگر تابه‌حال بر ریخت و پاش بازار سلامت مختصر نظارتی هم بود، دیگر نخواهد بود.
۳- از «نظام ارجاع» و «پزشک خانواده» هم خبری نیست؛ هر کسی، با هر بیماری، می‌تواند به هر متخصصی مراجعه کند.
جناب آقای دکتر هاشمی!
حالا اگر این‌ها اسمش «ول‌خرجی» و «حاتم‌بخشی» نیست، پس چیست؟ این‌که به یک ویزیت تخصصی ۲۶ هزار تومانی، ۸۸ درصد یارانه بدهیم تا به ۳ هزار تومان برسد، نتیجه‌اش این نمی‌شود که بیمار به‌خاطر یک دل‌درد ساده از صبح تا شب، با فقط یک ۱۰ هزار تومانی، به سه متخصص مختلف مراجعه کند و سر آخر هم البته مشکلش حل نشود؟ می‌دانم که جلب رضایتمندی مردم و حاکمیت برای‌تان مهم است، ولی تصور می‌کنید مردم ایران همه‌ی مشکلات‌شان حل شده و حالا مهم‌ترین اولویت‌ یارانه دادن به درمان‌های تخصصی است؟
اگر ما این‌همه پول داریم و قرار هم نیست پول‌مان را در امور زیربنایی و «دیربازده» سرمایه‌گذاری کنیم، چرا مثلاً به گوشت و لبنیات یارانه ندهیم؟ چرا به برنج و گندم و میوه و سبزیجات یارانه ندهیم؟ چرا اصلاً پول را مثل آقای احمدی‌نژاد مستقیما‍ً توی جیب مردم نریزیم تا خودشان مشکلات‌شان را اولویت‌بندی کنند؟ اگر هم آن‌قدر پولدار نیستیم، چرا مثل بقیه‌ی کشورهای نه‌چندان پولدار و البته مقتصد دنیا عمل نکنیم؟ چرا به‌جای این‌که پول‌مان را خرج ویزیت‌های تخصصی کنیم و به‌ازای هر ۳ هزار تومانی که مردم می‌پردازند، ۲۳ هزار تومان از پول نفت بشکه‌ای ۵۰-۴۰ دلار یارانه بدهیم، همان‌طور که بارها خودتان فرموده بودید، نظام ارجاع و برنامه‌ی پزشک خانواده را در کشور گسترش ندهیم؟ چرا بیمه‌ها را تقویت نکنیم تا مثل همه‌جای دنیا رفاه و عدالت اجتماعی از طریق گسترش بیمه‌های پایه مستقر شود؟
جناب آقای وزیر بهداشت!
بودجه‌ی امسال نظام سلامت گول‌مان نزند. همه‌ی این X درصد از درآمد هدف‌مندی یارانه‌ها، Y درصد از مالیات بر ارزش افزوده، Z درصد از مالیات بر فروش سیگار و… به یک نشست و برخاست نمایندگان مجلس بند است. خودتان بهتر می‌دانید همان امواج خروشان اقتصاد و سیاست که سلامت را چند پله در اولویت‌های دولت و حاکمیت بالا آورده، به‌آسانی می‌تواند چندین پله پایین‌ترش ببرد؛ از همان جایی هم که بود پایین‌تر… . کاش آن‌چه رییس‌جمهور سابق با آن پول‌های بادآورده‌ی دوران ریاستش کرد، آیینه‌ی عبرت همه‌ی ما باشد. کاش با پول این ملت گشاده‌دستی و ول‌خرجی نکنیم.

پ. ن: این مقاله در خبر آن‌لاین منتشر شده است. اگر پیگیر مطالب صنفی به‌ویژه برنامه‌ی تحول نظام سلامت هستید، این مصاحبه‌‌ی مرا هم می‌توانید در خبرگزاری‌های فارس یا مهر یا سایت انجمن پزشکان عمومی رشت بخوانید.

مطالب بیشتر در يادداشت
  1. دکتر بهمن مشفقی
    بهمن ۲۶ ۱۳۹۳

    کین هنوز از نتایج ِ سحر است :

    : چشم پوشیدن از طرح‌های پردردسر «نظام ارجاع» و «پزشک خانواده» و در عوض، تزریق پول بی‌حساب به بخش تخصصی…
    شما» علاوه بر بیمارستان‌داری، دارید «کلینیک‌داری» هم می‌کنید….. به‌جای «حقوق» اسم پرداختی‌ها را «خرید خدمت» گذاشته‌اید و البته با مدیریت دولتی.

  2. گوسفند
    بهمن ۲۶ ۱۳۹۳

    آقا مسعود
    ما از این نامه ی شما خوشمان آمد. به رگ گوسفندی مان هم بر نخورد. کاش یک نکته را هم اضافه می فرمودید که از سال ۱۳۹۳ هیچ فارغ التحصیل تخصصی در کشور اجازه ی فعالیت در بخش خصوصی را ندارد و الزاماً باید در همان کلینیک ویژه ای هایی که سال پیش نظام نا سلامت سلامت آن را تجربه کرده است مشغول به کار شود.
    پ ن: نمی دانم چرا زمزمه هایی می شنوم که آین وزیر نازنین یکی از کاندیداهای بعدی ریاست جمهوری است.
    سئوال: پوپولیسم در لغت یعنی چی؟

  3. بز
    بهمن ۲۶ ۱۳۹۳

    ما از این نامه خوشمان نیامد. به رگ بزی مان هم بر نخورد.
    پزشک عمومی هم هستیم. کلینیک داری هم می کنیم.
    اما معتقدیم:
    بی حرمتی به ساحت خوبان قشنگ نیست!

  4. بهمن ۲۶ ۱۳۹۳

    سلام- در باره طرح تحول سلامت، در شماره ی آخر تشخیص آزمایشگاهی نوشته ام. بد نیست همکاران نگاهی بیاندازند:

    http://tashkhis.ir/files/108-109/2.pdf

  5. خودی
    بهمن ۲۶ ۱۳۹۳

    موجز – شفاف – و براّ

  6. سیاوش ایمانی
    بهمن ۲۶ ۱۳۹۳

    مسعود جان سلام. خیلی قشنگ نوشتی
    مطمین باش سری بعدی هم در انتخابات رد صلاحیت خواهی شد.
    موفق باشی

  7. بهمن ۲۷ ۱۳۹۳

    نظرم را درباره این مطلب در کامنتهای خبرآنلاین (به قول یکی از دوستان خبر اونلاین!) نوشته ام:
    http://www.khabaronline.ir/%28X%281%29S%28xb3prytaezw0xpxpmupoktmkgy%29%29/detail/400052/weblog/khaghani#
    اما در مورد مطلب همکار ارجمندم آقای دکتر افراه جا دارد از ایشان تشکر کنم که به قول معروف حق کلام را ادا فرموده اند. امیدوارم حداقل فایده جفاهایی که شد و می شود این باشد که ماها از خواب بیدار و از این پراکندگی و بی خیالی نسبت به سرنوشت خود رها شویم… بیم است برنخیزد از رخوت بدن… او را صدا بزن. همان داستان معروف گالیله را یادآوری میکنم که در جواب “وای به حال آنهایی که قهرمان ندارند” گفت: “وای به حال آنهایی که نیاز به قهرمان دارند!” واقعاً جای تعجب و تأسف است. منتظر چه هستیم؟؟؟؟

ارسال نظر

(required)
(required)

Note: HTML is allowed. Your email address will never be published.

اشترک در نظر