Skip to content

درباره‌ی من

مسعود جوزی هستم (با اسم شناسنامه‌ای محمدتقی یحیی جوزی، متولد ۱۴ شهریور ۱۳۴۸، رشت).

اطلاعات اضافی: شاعر، پزشک (فارغ‌التحصیل پزشکی عمومی از دانشگاه علوم پزشکی تهران، ۱۳۷۴)، روزنامه‌نگار (فعلاً صاحب امتیاز، مدیر مسوول و سردبیر ماهنامه‌ی «پزشکان گیل» رشت و نیز مسوول کمیته ارتباطات و رسانه‌های انجمن پزشکان عمومی ایران و سردبیر کانال تلگرامی و سایت انجمن)، فعال صنفی (عضو پیشین هیات مدیره‌ انجمن پزشکان عمومی رشت و عضو پیشین هیات مدیره‌‌ نظام پزشکی رشت تا پیش از عدم احراز صلاحیت سال ۹۱!) و فرهنگی-اجتماعی (مدیر مسوول «خانه‌ی فرهنگ گیلان»)

باقیات الصالحات: دو پسر به نام‌های مهراب و مهربد، یک مجموعه شعر به نام «ما نبودیم» (انتشارات حرف نو، ۱۳۸۰، رشت)، همکاری در چند کتاب به‌عنوان ویراستار (از جمله «بیمارستان‌های رشت از مشروطه تا ۱۳۵۷» نوشته‌ی استاد دکتر سیدحسن تائب)، سردبیری خبرنامه‌ انجمن پزشکان عمومی رشت (از ۱۳۷۶ تا ۱۳۹۶)، و البته همان «پزشکان گیل»

این وبلاگ از اول قرار بود جای حرف‌های اضافی من باشد. حرف‌هایی که جایش در ماهنامه (و شاید هیچ‌کجای دیگر) نیست. حرف‌هایی فقط برای شما… اما ابر و باد و مه و… همه دست به دست هم داده‌اند تا هر روز چراغش کم‌سوتر شود، اما خاموش؟ خدا نکند! فعلاً که همین لک و لک هستیم تا… شاید وقتی دیگر!

۲۴ نظر ارسال نظر
  1. شهاب احمدپور
    آبان ۴ ۱۳۸۹

    سلام
    پس این دکتر جوزی که می گن شمایین! راستش اسمتونو زیاد شنیده بودم. مخصوصن توی خانه ی فرهنگ. فکر می کردم قد کوتاهین و موهای وسط سرتون ریخته و باقی سفید تر از برف و کت یقه انگلیسی می پوشین و راحت شصت- شصت و پنج دارین. خب غیر از عینک بقیه همش غلط غولوط شد.
    احتمالن شما باید آدم مهمی باشین. از دیدنتون خوشحال شدم.

  2. admin
    آبان ۴ ۱۳۸۹

    @شهاب احمدپور, سلام. مثل این‌که این یه‌جور تعریف بود! خوشحالم که هنوز اون‌جوری نیستم (و در مورد کچلی قرار نیست بشم) و خوشوقتم از آشنایی با شما. به‌امید دیدار در خانه.

  3. ASHRAF
    آذر ۱۵ ۱۳۸۹

    چش نخوری یه چیزی میشی
    دیدن شما خاطره و یاد یاران…..را زنده می کند
    سر سبز باشید

  4. admin
    آذر ۱۵ ۱۳۸۹

    @ASHRAF, مخلص. شرمنده می‌کنید.

  5. دی ۱۲ ۱۳۸۹

    سلام آقای دکتر. مانی نظافت هستم مدیر ارشد پورتال پزشکان ایران.
    از مطالب زیباتون استفاده کردم و راستش برای تبادل لینک با شما باید چه کنم؟

  6. admin
    دی ۱۲ ۱۳۸۹

    @مانی نظافت, سلام. با کمال میل. همون کاری که همه می‌کنند! لینک‌تون رو در قسمت دوستان گذاشتم.

  7. دی ۱۵ ۱۳۸۹

    با سلام مجدد .ممنونم منم لینکتون کردم.ضمنا میخواستم تو مجله تبلیغات کنم تماس خواهم گرفت.

  8. دی ۱۶ ۱۳۸۹

    سلام جناب اقای جوزی شاعر سال و اندی است که از ادبیات از همه چیز به دورم و خزیده ام به گوشه ی دنج اتاقم که چرای بزرگش بماند برای بعد اما حالا بعد از دو سال فقط پرنده ی من
    با احترام _ خیام

  9. admin
    دی ۱۶ ۱۳۸۹

    @خیام ظهیری, سلام آقای ظهیری عزیز، اتفاقا گاه به یاد نقد زیبای‌تان روی «ما نبودیم» می‌افتادم و از خودم می‌پرسیدم چرا خبری از شما نیست. خوشحالم که پیدای‌تان کردم و امیدوارم هر چه اتفاق در این مدت افتاده خوب باشد، گرچه واقعا نگرانم کردید. ممکن است آدم مدتی مثلا شعر نگوید اما دوری از ادبیات و از همه‌چیز را باور نمی کنم. به «پرنده‌ی من» هم سر می‌زنم. اگر قرار شد درباره‌ی آن چرای بزرگ حرف بزنید، این نشانی در انتظار شماست: masoud_jowzi@yahoo.com با دوستی و احترام همیشگی

  10. علیرضا
    شهریور ۱۴ ۱۳۹۰

    تولدتون مبارک!

  11. admin
    شهریور ۱۴ ۱۳۹۰

    @علیرضا, ممنون علیرضا جان. شاد و دیر زی!

  12. عدوانی عبداله
    مهر ۲ ۱۳۹۰

    فکر میکنم اخر کوههای زاگرس به خلیج فارس میریزد! به استحکام اولی و حجم ابهای دومی مخلصیم. با کمی تاخیر زادروز مبارک. برایت سلامتی ارزو میکنم.

  13. admin
    مهر ۳ ۱۳۹۰

    مخلص عبدالله گل (نه عبدالله گل ترک‌ها، عبدالله گل بندری- شیرازی) خودمان هم هستیم. شاد زی

  14. بهمن
    آذر ۲۴ ۱۳۹۰

    درباره‌ی دکتر مسعود جوزی!

    درباره‌ی دکتر مسعود جوزی!
    امروز بیست سوم آذرماه سال ۱۳۹۰ شمسی است. شماره‌ی ۵ (نشریه داخلی انجمن پزشکان عمومی ایران- شعبه رشت) مورخ آذرماه ۱۳۷۷ جلوی چشمم قرار دارد. در هیچ جای این نشریه حتی شماره بعدی یعنی شماره ۶ که ۲۲ ماه بعد از این شماره در تاریخ مهرماه سال ۱۳۷۹ به چاپ رسید اسمی از دکتر مسعود جوزی دیده نمی‌شود! ولی نمی‌دانم چرا برای من حضور او احساس می‌شود!؟ چون وقتی سرمقاله‌ی شماره پنج را می‌خوانم اصطلاحات «انجمن- سپر» و «انجمن- کلید» را نویسنده‌ی توانایی که در عین حال روزنامه‌نگاری را هم بلد باشد ساخته است و این نمی‌تواند کسی جز دکتر جوزی باشد!… در این شماره نوشته‌ای از اینجانب تحت عنوان «از طرح ابتکاری مشهد تا گزارش استنادی اصفهان» به چاپ رسید.
    جالب اینکه در این شماره کوشش چشمگیری در صفحات نشریه برای تشویق پزشکان عمومی به شرکت در انتخابات انجمن پزشکان عمومی رشت در تاریخ پیش رو یعنی جمعه ۲۷ آذر ماه ۱۳۷۷ به چشم می‌خورد.
    شماره ۶ این نشریه شناسنامه‌دار می‌شود و عنوان «پزشکان» به خود می‌گیرد منتها باز عنوان «نشریه داخلی انجمن پزشکان عمومی. ایران- رشت» را بر خود دارد. اما نکته‌ی جالب تاریخ انتشار نشریه است و آن: مهرماه سال ۱۳۷۹ می‌باشد! که باز در این شماره اسمی از دکتر مسعود جوزی دیده نمی‌شود ولی حضورش چنان از‌‌ همان سرمقاله‌ی به شدت ژورنالیستی نشریه به چشم می‌خورد! که خیلی عادی و بی‌خیال می‌نویسد: آمده‌ایم بمانیم! و چنان با قلم شیوایش شلی ۲۲ ماه غیبت را به غمزه‌ی «آمده‌ایم بمانیم!» در می‌کند که قند تو دل خواننده آب می‌شود! او از سختی بالا کشیدن کرکره که نیاز به روغن‌کاری دارد سخن می‌گوید! اما قولی که در پایان سخن داد واقعا به آن عمل کرد: «ما آمده‌ایم که بمانیم! و می‌مانیم! حتی بیشتر از طاقتمان. اگر اوضاع برمراد بود «پزشکان» ماهنامه منتشر می‌شود. اگر بنا شد نباشیم پیش از همه برای شما می‌نویسیم. ولو با یک نامه‌ی چند سطری! می‌توانید مطمئن باشید که این بار «بی‌خداحافظی» نمی‌رویم!»
    شماره ۷ نشریه که تاریخ ۷ آبانماه ۱۳۷۹را دارد واقعا طبق قولی که داده شد یک ماه بعد منتشر شد. در این شماره است که دکتر مسعود جوزی از پشت پرده بیرون می‌آید و اسمش با عنوانی شایسته و درست «به کوشش دکتر مسعود جوزی» در صدر شناسنامه‌ی نشریه قرار می‌گیرد.
    آری! با دکتر مسعود جوزی سختکوش و خستگی‌نا‌پذیر من این چنین آشنا شدم! هرچند او دو سال بعد از اینکه من دکترای پزشکی را از دانشگاه تهران گرفتم چشم به جهان گشود! هیچ کداممان فکر نمی‌کردیم که روزی در مسیر یکدیگر قرار بگیریم!
    نکته: وقتی من شماره‌های اولی نشریه را از نظر می‌گذرانم از یک چیز به شدت متاثر می‌شوم و آن اینکه آن همکاری‌ها و آن صمیمیت‌هایی که بسیاری از همکاران با هم داشتند اکنون بدون اینکه جانب کسی را بگیرم متاسفانه کم‌رنگ و حتی در مواردی بی‌رنگ شده است! یاد باد آن روزگاران یاد باد!
    پنجشنبه ۲۴ آبان ماه سال ۱۳۹۰- لاهیجان- دکتر بهمن مشفقی.
    پزشک عمومی.

  15. سید افضل مصطفوی
    اسفند ۱۱ ۱۳۹۰

    سلام از دیدارت خیلی خوشحال شدم
    ماشا الله اصلا” تکون نخوردی بزنیم به تخته

    منو یادت هست ؟

  16. admin
    اسفند ۱۱ ۱۳۹۰

    سلام، کجایی؟ افضل مصطفوی منجیل؟ یعنی از ۱۳۶۳ تکون نخوردم؟ یه میل بده احوال همو بپرسیم.

  17. سید افضل مصطفوی
    اسفند ۱۱ ۱۳۹۰

    @admin, باز معرفت من که توی گوگل پیدات کردم دم گوگل خانوم گرم که همه رو میشناسه afzal_mostafavi@yahoo.com

  18. شهریور ۸ ۱۳۹۱

    سلام خوش حالم که دوباره می بینمت.دورادور کارهایت را دنبال می کنم و اخیرا هم مطلبی را که در نشریه سپید داشتی درباره طرح پزشک خانواده خواندم/پیروز باشی

  19. admin
    شهریور ۸ ۱۳۹۱

    @حمید یوسفی, خوشحالم که دوباره می‌بینمت حمیدجان. از بچه‌ها همیشه سراغت را می‌گرفتم. همین حالا وبلاگت را دیدم ولی برای نظر گذاشتن ارور می‌داد. جالب است که ۷ سال در یک دانشگاه بودیم و من هرگز نفهمیدم اهل داستانی. نمی‌دانم چه می‌کردیم ما آن روزها. کاش با تجربه‌ی امروزمان دوباره همکلاس می‌شدیم. دلم می‌خواهد بدانم در این سال‌ها تو چقدر عوض شده‌ای. همیشه دوستت دارم.

  20. مرتضی جوزی
    آذر ۱۹ ۱۳۹۱

    باسلام وخسته نباشی
    من مرتضی جوزی هستم از خرم آباد اتفاقی این وبلاگ رو پیدا کردم گفتم فقط تشکری کرده باشم

  21. admin
    دی ۱۴ ۱۳۹۱

    متشکرم از لطف شما فامیل! همان روز می‌خواستم تشکر کنم، نمی‌دانم چطور جا ماند. خوشحالم که در لرستان هم جوزی داریم. توی فیس‌بوک هم یک جوان چینی اسمش جوزی بود منو اد کرد!

  22. Hooman
    فروردین ۸ ۱۳۹۳

    یعنی من عاشقتم هم شهری
    عاشق این مطالب فرگشتتم :)

  23. admin
    فروردین ۱۱ ۱۳۹۳

    @Hooman, آقا دو سه روزه این نظر رو گذاشتی، من همین‌طور دارم حال می‌کنم! ممنون از لطف شما.

  24. سپیده
    شهریور ۱۰ ۱۳۹۳

    سلام دکتر جوزی عزیز.واقعا از هر انگشتتون هنر میباره هم شاعر و هم دکتر بودن نشان از روح والای شماست بهتون تبریک میگم

ارسال نظر

(required)
(required)

Note: HTML is allowed. Your email address will never be published.

اشترک در نظر