پزشکان گیل

ماهنامه‌ی جامعه‌ی پزشکی استان گیلان

نوشته‌ها با برچسب ’دکتر شهریار خاقانی‘

عباس

بدست • 2 ماه ago • دسته: تیتر اول٬دفتر خاطرات

دکتر شهریار خاقانی    عباس از جبهه آمده بود و همه بچه‌های کلاس سوم راهنمایی دورش جمع شده بودند. لکنت زبان عباس همه را به ستوه آورده بود و زمان زیادی طول می‌کشید تا بچه‌ها پاسخ خود را از او بگیرند. یکی می‌پرسید: ژ-۳ خیلی سنگینه؟ اونم می‌گفت: آر…آر…آره. دیگری می‌پرسید: تابه‌حال عراقی‌ها رو از […]



جلیقه‌ی نجات زیر صندلی شماست

بدست • ۱۸ دی ۱۳۹۴ • دسته: تیتر اول٬داستان

دکتر شهریار خاقانی شماره‌ی صندلی‌ام را پیدا کردم. مهماندار هواپیما با لبخندی مصنوعی و عصبانیتی که پشت آن خنده بود به من فهماند که باید عجله کنم. نشستم. در مقایسه با صندلی مطب، صندلی هواپیما راحت نبود. آرنجم به مسافر کناری می‌خورد و مجبور شدم چند بار از او معذرت بخواهم. نفس عمیقی کشیدم و […]



کاربن

بدست • ۱ آبان ۱۳۹۴ • دسته: داستان

دکتر شهریار خاقانی گوشی را قطع کردم. دخترم بود. سفارش روان‌نویس مشکی می‌داد که حتماً باید می‌خریدم. پرونده‌های روی میزم را جمع و جور می‌کردم، چشمم به کاربن کار کرده و رنگ و رو رفته‌ی داخل یکی از پوشه‌ها افتاد. اولین بار که کاربن دیدم حدود ۵ سالم بود. پدرم یکی از کارمندان عالی‌رتبه‌ی بانک […]



در مطب…

بدست • ۲۳ مهر ۱۳۹۴ • دسته: داستان

دکتر شهریار خاقانی رنگ چای خیلی خسته بودم. روز پرکاری بود. تمام امیدم به چای روی میزم بود که خنک شود و با خوردنش خستگی‌‌ام را مثلاً به‌در کنم. در اتاقم باز شد و مریض وارد شد. از روی صندلی نیم‌خیز بلند شدم و با اشاره‌ی دست گفتم: «بفرمایید!» مریض شروع کرد که: «پهلوهام درد […]



انفجار سکوت

بدست • ۱۶ تیر ۱۳۹۴ • دسته: داستان

دکتر شهریار خاقانی هر چقدر دریچه‌‌های کولر ماشین را به سمت دیگری می‌زدم، باز احساسش می‌کردم. باد خنک تا درون مفصل زانوی چپم نفوذ کرده بود و دردش‌ را به‌مراتب بیشتر می‌کرد. کف دست چپم را گذاشتم روی زانویی که درد می‌کرد. احساس می‌کردم گرمای دستم تا اعماق مفصل دردناک وارد می‌شود و دردش را […]