پزشکان گیل

ماهنامه‌ جامعه‌ پزشکی استان گیلان

به بهانه‌ی سمپوزیوم پیشگیری و درمان چاقی در رشت/ اگر شنونده‌ی چاقی بودید…/ دکتر سیدمحسن مداح

بدست • ۲۵ اسفند ۱۳۹۰ • دسته: یادداشت

در دومین پنجشنبه‌ی مهرماه سال جاری به‌همت انجمن پیشگیری و درمان چاقی پژوهشکده‌ی غدد دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی و همکاران محترم دانشگاه علوم پزشکی گیلان، سمپوزیوم «پیشگیری و درمان چاقی» به‌بهانه‌ی تاسیس شاخه‌ی «انجمن پیشگیری و درمان چاقی» در گیلان، در بیمارستان رازی رشت برگزار شد. نکاتی در سخنرانی‌های این سمپوزیوم به‌نظرم جالب آمد که برای مجله ارسال کردم تا با شما خوانندگان گرامی در میان گذارند.
این سمپوزیوم مرکب از تعدادی سخنرانی بود که تقریباً نیمی از سخنرانان از تهران آمده بودند. در این مجموعه سخنرانی‌ها از اپیدمیولوژی چاقی در ایران، خطرات چاقی و ارتباط آن با سندرم متابولیک، دارو درمانی چاقی، جراحی در درمان چاقی و سر آخر تغذیه درمانی چاقی (توسط بنده) صحبت شد. در این سخنرانی‌ها نکته‌ای مهم در مورد پیشگیری از چاقی در سطح فرد و جامعه به‌چشم نخورد. و نکته‌ی دیگر این‌که اگر فردی مبتلا به اضافه وزن و چاقی بود و شنونده‌ی این سخنرانی‌ها، باید از صحبت‌های انجام شده به‌طور منطقی چنین نتیجه‌گیری می‌کرد:
۱٫    بر اساس سخنرانی نخست، بررسی‌های اپیدمیولوژیک نشان داده که چاقی مشکل فراگیری است و تقریباً نیمی از مردم دنیا و دوسوم جمعیت شهری ایران دچار آن هستند. (پس غمت مباد!)
۲٫    اگر خود یا فرزندتان چاق باشید و به‌طور تصادفی گذرتان به همکاران داخلی یا غددی افتاد، احتمالاً مورد آزمایش‌های مبسوطی در روشن شدن علل هورمونی اولیه‌ی چاقی قرار می‌گیرید تا در ابتدا آن ضعیف‌ترین احتمال و علت، مورد بررسی قرار گیرد و پس از پی بردن به سلامت کامل غدد، علت بسیار شایع ولی کم‌ارزش تغذیه‌ای شما با سه دستور طلایی از سوی همان پزشک داخلی یا غدد که شامل کاهش مصرف چربی، کاهش مصرف برنج و ورزش کردن است درمان می‌شود. (البته اشاره نشد که اگر دو شیفت کار می‌کنید و نمی‌توانید ورزش کنید یا به‌خاطر مشکلات استئوآرتریت توانش را ندارید چه باید بکنید.) البته این سه فرمان با توصیه‌های از پیش آموخته‌ی همه‌ی افراد چاق یکی است و فقط مشخص نیست که از سوی جامعه‌ی پزشکی به‌طرف مردم جامعه شایع شده یا برعکس. البته گاهی یک بسته‌ی داروی «زنیکال» (اورلیستات) چاشنی درمان بزرگسالان می‌شود. به‌هرحال نیازی به مشورت با متخصصین تغذیه در این موارد نیست (یا حداقل در این سخنرانی‌ها یک بار هم اشاره نشد).
۳٫    به‌قول یکی از سخنرانان محترم ۹۰% افراد چاق تحت درمان، دوباره چاق می‌شوند. فقط مشخص نکردند آن ۱۰% خوش‌شانس چه ویژگی‌هایی در کورتکس مغز دارند که شانس لاغر شدن ماندگار را یافته‌اند. (البته ممکن است این ۱۰% خوش‌شانس عوامل موفقیت خود را مخفی نگه داشته باشند!) به این ترتیب افراد مبتلا به چاقی باید نتیجه بگیرند که تلاش بیهوده برای تغییر سرنوشت از قبل نوشته‌ی خود نکنند.
۴٫    از سوی دیگر به‌قول ایشان اکثر کسانی که رژیم غذایی برای کاهش وزن می‌گیرند دچار افسردگی می‌شوند. (البته نفرمودند چه رژیم غذایی؛ ملت هزار راه برای لاغری سریع را تجربه کرده‌اند و اصلاً فلسفه‌ی تحصیل و تخصص گرفتن در رشته‌ی تغذیه‌ی بالینی، دور کردن مردم از رژیم‌های غذایی سرخود مثل: رژیم انگور، رژیم گودزیلا، آب‌درمانی و… است!) ولی به‌هرحال به‌عنوان یک شنونده‌ی عام چاق، اگر قصد لاغر شدن با رژیم غذایی را داشتید، احتمالاً با شنیدن این صحبت‌ها عاقلانه است که تغییر عقیده بدهید، چون افسردگی بد مرضی است.
۵٫    در سخنرانی دیگری آخرین دستاورد‌های دارو درمانی در چاقی ارایه شد و سخنران خیال همه را راحت کرد که میانگین کاهش وزن با زنیکال و سبوترامین در یک دوره‌ی درمانی به‌زور به سه کیلوگرم می‌رسد. بدتر از همه این‌که آخرین بررسی‌ها نشان داده ‌است که خطر افزایش فشار خون با مصرف سبوترامین در افزایش مرگ‌ومیر، بسیار بالاتر از آن است که تصور می‌شد. سخنران محترم تلویحاً شنوندگان پزشک را از نسخه کردن آن برحذر داشت. بنابراین فعلاً منتظر دارویی برای حل عاجل چاقی نباشید. (جز همان‌هایی که تلویزیون همسایه تبلیغ می‌کند!)
۶٫    سخنران ماقبل آخر جراح زبردست تهرانی بود که با همه‌ی این حرف‌هایی که زده شد، برگ آخر را در دست خود دید که با چند حرکت چاقو در شکم بیمار چاق آن‌چنان معده و روده‌ی کوچک فرد را از مسیر زندگی خارج می‌کند که… البته ایشان عوارض درمان جراحی چاقی را عرق سردی بر پیشانی جراح دانست، ولی به‌هرحال گزینه‌ی آخر برای بیمار چاق شکست‌خورده از عمری انتظار برای ظهور معجزه‌ی لاغرکننده (چیزی که خوردنش لاغر کند ولی نگو نخور!) همان است که ایشان می‌گفت. ولی همه را گفت جز مظنه‌ی قیمت جراحی تهران را!؟
بنده‌ی حقیر (سخنران آخر) به‌عنوان متخصص تغذیه متحیر ماندم که چگونه تغذیه‌ی نامناسب که ریشه‌ی چاقی در کودکان و بزرگسالان جامعه‌ی ماست و سهم بسیار بزرگی از علل این اپیدمی را به‌خود اختصاص می‌دهد این‌چنین بی‌مایه نموده و گم شده است! برای حاضرین خسته‌ای که البته نیمی رفته بودند، ‌باید از خیر نمایش سنتی اسلاید یا سخنرانی مبتنی بر شواهد می‌گذشتم تا این‌همه باور غلط به‌جا مانده را تصحیح کنم که:
یک رژیم غذایی درست برای کاهش وزن افسردگی نمی‌آورد. این‌که اول لازم است تا وضعیت تغذیه‌ی کودک مبتلا به چاقی را بررسی کرد و سپس احتمال نادر مشکلات اولیه‌ی اندوکرین مولد چاقی را در کودک چاق جستجو کرد. علت این‌که تنها ۱۰% افراد در درمان چاقی موفق هستند، این است که اکثراً روش ماندگاری برای لاغری در پیش نمی‌گیرند زیرا رژیم غذایی آنان یا سرخود است یا رایانه‌ای و…
بسیاری از بیماران و حتی افراد تحصیل‌کرده در رشته‌های علوم پزشکی آشنایی خوبی با مشاوره‌ی تغذیه ندارند. آنان تصور می‌کنند که رژیم غذایی کاهش وزن حتماً از شماره‌ی قاشق برنج و تعداد کف دست نان شروع می‌شود، در حالی‌که در بیشتر موارد متخصص تغذیه از Non-dieting approach برای کاهش وزن فرد مبتلا به چاقی استفاده می‌کند. نمونه‌ای از این روش بدین شکل است:
فردی می‌گوید اشتهایم خیلی زیاد است و دوایی برای کاهش اشتها می‌خواهد. با نگاهی به اطلاعات مندرج در فرم ارزیابی‌های اولیه‌ی بیماران مبتلا به چاقی که در واقع شرح‌حال تغذیه‌ای اوست، مشخص می‌شود که وی همیشه از روی گرسنگی نمی‌خورد. مثلاً آخر غذا ته‌دیگ می‌خورد، روغن زیتون و زیتون را چاق‌کننده نمی‌داند، تخمه‌ی آخر شب هم مزه‌ی نمایش فوتبال و قهوه‌ی تلخ! است. حال اگر دو قاشق از خورش ظهر را هم کسر کند (که آخر ماه یک قابلمه می‌شود) گرسنه نمی‌ماند. یک تکه از چهار تکه گوشت داخل خورش هم که کم شود افسردگی نمی‌آورد چون همان یک تکه گوشت شش ماه دیگر نصف گوسفند شاید هم کامل گوسفندی شود. ولی اشتها را چه کنیم؟ این اشتها نیست، این هوس دل است و اگر نمی‌توانیم از بخشی از این لقمه‌ها که گرسنه نیستیم و می‌خوریم دل بکنیم، باید منتظر دوای دل بمانیم! (در واقع تقصیر این دانشمندان است که همه‌اش روی کورتکس مغز و نوروترانسمیترها و لپتین و… کار می‌کنند و یک کمی به فکر چشم و دل نیستند که دوا درست کنند تا به این ترتیب کلی از مسایل جامعه‌ی بشری هم حل شود.)
زندگی سرشار از محدودیت‌هاست و انسان از کودکی می‌آموزد که در خوابیدن و کار کردن و لباس پوشیدن و حتی در فکر کردن محدودیت‌ها را بپذیرد و جالب این‌که علت بخش عمده‌ای از این محدودیت‌ها را نمی‌دانیم ولی به آن تن درداده و خو کرده‌ایم، بدون این‌که از آن بهره‌ی مستقیمی ببریم. این‌که در رژیم غذایی به‌منظور کاهش وزن بخشی از عادات و رفتارهای غلط غذایی خود و خانواده را تصحیح کنیم و این حداقل محدودیت در کسر کردن «لقمه‌های اضافه»ی زندگی (آن‌گونه که در مثال بالا از آن سخن گفته شد) را بپذیریم و آن را همچون سایر محدودیت‌های اجتماعی در نظر بگیریم، لازمه‌ی لاغری ماندگار است و نپذیرفتن آن مهم‌ترین علت شکست در کنترل وزن است. آن‌چنان که برای به‌دست آوردن تمام موفقیت‌های تحصیلی و حرفه‌ای تلاش می‌کنیم و راه میان‌بری برای آن‌ها نیست (اگر هم هست، شرافتمندانه نیست) برای تامین سلامتی نیز میان‌بری مثل رژیم‌های غذایی یا ورزش کوتاه‌مدت یا دارو‌های معجزه کننده نیست. تحمل این گذشت مختصر بر سر سفره لازم است تا دعای سلامتی مستجاب شود. این‌که تمرکز این گذشت بر کدام اقلام غذایی روزمره باشد و حدود مجاز «هوس دل» در دنیای غذا کجاست تا به اهداف کاهش وزن برسیم، از وظایف متخصص تغذیه است.
به امید سخن بیشتر از پیشگیری چاقی و تغییر نگاه از درمان پزشکی به درمان رفتاری آن.

دکتر سیدمحسن مداح
متخصص تغذیه و عضو هیات علمی دانشگاه
نشانی: رشت، گلسار، خیابان ۸۰، تلفن: ۷۲۲۸۲۸۲

Email: maddahm@yahoo.com

برچسب‌ها: ٬ ٬

دیدگاه خود را بیان کنید.