پزشکان گیل

ماهنامه‌ی جامعه‌ی پزشکی استان گیلان

نوشته‌ها با برچسب ’دكتر افشين خداشناس‘

الزهراوی، سومین نابغه طب مشرق زمین

بدست • ۱ شهریور ۱۳۹۵ • دسته: پزشکان نامی٬تاریخ٬تیتر اول

دکتر افشین خدا‌شناس پس از ابن‌سینا (Avecina) و رازی (Razi)، ابوالقاسم الزهراوی (Al-Zahravi) که در جهان غرب به Albucassis نیز معروف است، بزرگ‌ترین نابغه علم طب و برجسته‌ترین جراح مشرق زمین به‌شمار می‌رود. او در شهر الزهرا، در نزدیکی قرطبه (غرب اندلس از بلاد اسپانیا) زاده شد. در تاریخ تولد و وفات او مناقشه است […]



یادداشت‌های خودمانی/ اینانلو/ دکتر افشین خداشناس

بدست • ۲۵ آبان ۱۳۹۱ • دسته: یادداشت

یکی از بیننده‌ها زنگ زده بود یا پیامک زده بود به اینانلو توی برنامه‌ی صبح تلویزیون که بهمان‌جا دارن ساخت‌وساز می‌کنن و زدن دخل فضای سبز رو درآوردن و بیا و گزارش تهیه کن و چی و چی. اینانلو هم که معرف حضور همه‌اس؛ یه آدم نازنین عشق طبیعت با آن صدای بم آهنگین و […]



خاطرات طبیبانه‌ی من (۳)/ دکتر افشین خداشناس

بدست • ۲۵ اسفند ۱۳۹۰ • دسته: دفتر خاطرات

یک مرد ساده … صد بار به خودم گفته‌ام نباید از ظاهر افراد در موردشان قضاوت کرد، اما ناخودآگاه رنگ رخساره را به سر ضمیر بسط و ربط می‌دهم… حین معاینه به او گفتم: «برای این‌که سینوزیت نگیری بهتر است موتور که سوار می‌شوی حتماً کلاه و هدبند استفاده کنی که ایمنی‌ات هم تامین شود.» […]



یادداشت‌های خودمانی/ دکتر افشین خداشناس

بدست • ۲۱ دی ۱۳۸۹ • دسته: یادداشت

۸۹/۳/۲۲٫ از بلوار گلایل می‌گذشتیم؛ «پیزریا» و «میس ‌چیک» و این و آن غذاخوری، مثه پیاده‌روی خیابون پر بود از جوونایی که می‌گفتن و می‌خندیدن و می‌خریدن و می‌خوردن. این‌همه شر و شور در شب‌های گلسار همیشه برام جالب بوده، چرا که به‌گمانم بعضی وقتا بیش از آن‌چه باید زندگی رو جدی می‌گیریم و یادمون […]



نماطنزهای طبیبانه (۳)/ چکش درمانی

بدست • ۶ تیر ۱۳۸۹ • دسته: تیتر اول٬نما

 دکتر افشین خداشناس «کار» اگر با «عشق» و «دانش» درآمیزد، «هنر» محض پدید می‌آید. در لغتنامه‌ی‌ دهخدا در تعریف «کار» آمده: «به آن‌چه از شخص یا چیزی صادر گردد و آن‌چه شخص خود را بدان مشغول سازد و فعل و عمل و کردار»، و در تعریف «هنر» آمده: «علم و معرفت و دانش و فضل […]



یک دوجین خاطره‌ی حرفه‌ای و نیمه‌حرفه‌ای/ کیسه‌ی صفراغ!/ دکتر افشین خداشناس

بدست • ۸ خرداد ۱۳۸۹ • دسته: دفتر خاطرات

کیسه‌ی صفراغ از پیرزن پرسیدم: «تهوع و استفراغ هم داری؟» از تعجب چشم‌هایش گرد شد و با تحکم جواب داد: «من نمی‌تونم استفراغ کنم!» حالا من با تعجب پرسیدم: «یعنی چه، چرا؟» گفت: «آخه پارسال کیسه‌ی استفراغ منو جراحی کردن و برداشتن!» (بنده‌ی خدا «کیسه‌ی صفرا» را می‌گفت!) بدبیاری در دقیقه‌ی ۹۰ پیرمرد بیچاره دقیقاً […]



این حکیم تاریخ‌نگار نازنین/ دکتر افشین خداشناس

بدست • ۵ اردیبهشت ۱۳۸۹ • دسته: ویژه‌ دکتر تائب (76)

آدم‌ها ‌را هزار جور می‌شود دسته‌بندی کرد: ثروتمند یا مستمند، باهوش یا کم‌هوش، بدذات یا نیک‌ذات، تنگ‌چشم یا گشاده‌دست و چه و چه. در یکی از این دسته‌ها‌- که آن را بسیار دوست می‌دارم- آدم‌ها ‌یا «نازنین» هستند یا نه. «نازنین» بودن به چند خصلت بستگی دارد: کسی که لبخند دوستانه‌اش به تلخند رندانه‌اش به‌مراتب […]



نماطنزهای طبیبانه (۲)/ دکتر افشین خداشناس

بدست • ۱۶ فروردین ۱۳۸۹ • دسته: نما

دنیای کودکان در جنگ و صلح، در فقر و ثروت، در ایران و لبنان و آلمان و… و در هر عصر و زمانی همیشه سرشار بود از دشت و گل و درخت و دوچرخه و عروسک و دویدن‌هایی بی‌هدف که انگار تمامی ندارد. اما کودک امروز در تارهای درهم تنیده‌ی ماهواره‌ها و اینترنت و بازی‌های […]



انسان، پازل سیال الهی (۲۷)/ جوجه‌ها و آدم‌ها/ دکتر افشین خداشناس

بدست • ۱۴ فروردین ۱۳۸۹ • دسته: انسان، پازل سیال الهی

آدم‌ها: سه چهار ماه پیش بود که خانم و آقای جوانی که سلامتی و طراوت از وجودشان می‌بارید و پسر چند ساله‌ی زیبایی داشتند، کودک شیرخواری را برای معاینه آوردند. کودک که فرزند دوم‌شان بود، مشکلات گوناگون جسمی داشت: لب و کام شکافدار دوطرفه، ناهنجاری‌های قلبی، ورم دوطرفه‌ی کلیه‌ها، برگشت شدید اسید معده که باعث […]



ترانه‌عکس‌های خیابانی (۲)/ سپیدمویانِ باز ایستاده/ دکتر افشین خداشناس

بدست • ۱۳ بهمن ۱۳۸۸ • دسته: نما

تمامی عمرمان که انگار به بلندای قصه‌های هزار و یک شب است، گفتند و شنیدیم که: «کار جوهر مرد است». نه بچگی کردیم و نه جوانی، به امید آن‌که در کهنسالی در کنار آهوی تیزپای موعود «بازنشستگی» نفسی تازه کنیم. پسر که بودیم کار کردیم و کار کردیم و باز کار کردیم. شکر خدا پدر […]