پزشکان گیل

ماهنامه‌ی جامعه‌ی پزشکی استان گیلان

نماطنزهای طبیبانه (۳)/ چکش درمانی

بدست • ۶ تیر ۱۳۸۹ • دسته: تیتر اول٬ نما

 دکتر افشین خداشناس

«کار» اگر با «عشق» و «دانش» درآمیزد، «هنر» محض پدید می‌آید. در لغتنامه‌ی‌ دهخدا در تعریف «کار» آمده: «به آن‌چه از شخص یا چیزی صادر گردد و آن‌چه شخص خود را بدان مشغول سازد و فعل و عمل و کردار»، و در تعریف «هنر» آمده: «علم و معرفت و دانش و فضل و فضیلت و کمال». گرچه تعریف هنر در قالب کلام امر دشواری است اما ازین مختصر، ناگفته پیداست که ذات هنر، به عشق و دانش آمیخته و در کار بروز می‌یابد.
پزشکی هنر است، مهندسی هنر است، کفاشی، بنایی، آرایشگری، مکانیکی، نجاری و… هنر است و حتی خلافکاری حرفه‌ای هم یک‌جور هنر است! (اگر این آخری را قبول ندارید، سریال‌ها و فیلم‌هایی را به‌یاد آورید که دستمایه‌شان جنایت و دزدی و کلاهبرداری و فرار از زندان‌های حرفه‌ای و… بوده و هست.) اما اگر به معجون «کار- عشق- دانش» چاشنی «اخلاق» بزنید، اکسیر «هنر انسانی» به‌دست خواهد آمد. و این مرزی است که تمام هنرها را به سمت و سویی می‌برد که در جهت تعالی جسمی و روحی انسان‌ها قرار می‌گیرد و به‌کار می‌آید، نه صرف لذت آفریدن و لذت بردن از زیبایی. با این دیدگاه، پزشکی که به بیمارانش مهر می‌ورزد، برای مداوای بهتر بیماران مدام دانشش را به‌روز می‌کند و در طرح‌ریزی و اجرای روند درمانی‌شان آن‌گونه عمل می‌کند که با کمترین آسیب جسمی و روحی، بیشترین سلامتی، از نزدیک‌ترین و کم‌هزینه‌ترین مسیر نصیب بیماران شود، پزشکی را از یک کار محض به یک هنر والا متعالی می‌کند. بنابراین «درمان علامتی بیماری» که تنها آن را مخفی می‌کند یا کورکورانه به‌دور میکند، بی‌توجه به اثرات ناخواسته و زیانبار این‌گونه درمان در بیمار، که تنها به رضایت ظاهری بیمار و نفع مادی پزشک می‌انجامد، چیزی در حد همان کار محض است که نه در شان یک پزشک است و نه در شان یک بیمار.
اکنون به نماطنز امروز که اثری است از ولادیمیر نناشف از روسیه، می‌پردازم:
در نمای اول بیمار با یک برآمدگی در فرق سر به پزشک مراجعه میکند.
در نمای دوم پزشک با ضربه‌ی نوعی چکش پلاستیکی روی برآمدگی، آن را در یک چشم به‌هم زدن به درون می‌راند و محو می‌کند.
در نمای سوم پزشک آیینه‌ای جلوی بیمار می‌گیرد تا او را به درستی طبابتش مطمئن و از نتیجه‌ی کار راضی کند.
در نمای چهارم بیمار، راضی و مطمئن، بازمی‌گردد و ما (و پزشک) برآمدگی فرق سر را که به پس سرش رفته است به وضوح می‌بینیم!
زیباترین بخش این نماطنز در پویایی بیمار و ایستایی پزشک است. پزشک، با دستی بر پشت و چهری بی‌تفاوت- که پیداست چنین شیوه‌ی درمانی را بارها و بارها انجام داده است- با دیدن برآمدگی پس سر هیچ واکنشی از خود نشان نمی‌دهد، که نشان از آگاهی کاملش بر این‌گونه درمان بی‌حاصل علامتی دارد. صدالبته «کار» انجام شده است، بی «دانش»، بی «عشق»، و بی «اخلاق»…

دکتر افشین خداشناس
نشانی: رشت، خیابان سردار جنگل، روبه‌روی داروخانه‌ی کیمیا، مطب پزشکی سردار جنگل، تلفن: ۵۵۳۵۷۷۵

Website: http://www.human-puzzles.ir/
Email: afshinkhoda@yahoo.com

برچسب‌ها: ٬ ٬

دیدگاه خود را بیان کنید.