پزشکان گیل

ماهنامه جامعه پزشکی گیلان

پزشکان نامی (۳۱)/فرانک: پاسبان پزشکی/دکتر بهمن مشفقی

بدست • ۱۴ آبان ۱۳۸۹ • دسته: پزشکان نامی

در بیست و ششم ماه اوت سال ۱۷۶۶ میلادی جوانی آلمانی در دانشگاه هایدلبرگ موفق به اخذ درجه‌ی دکترا در پزشکی شد که دوران جوانی بسیار پرتحولی داشت و دوران شغلی پرحادثه‌تری انتظارش را می‌کشید.
او در نوار مرزی فرانسه و آلمان در ایالت بادن متولد شد که بارها محل اختلافات خونین بود. پدرش در جستجوی ثروت از ارتش گریخت و مدتی پیله‌ور و فروشنده‌ی دوره‌گرد و سرانجام مباشر کارگاه شیشه‌سازی شد و مدتی بعد ازدواج کرد و صاحب ۱۳ فرزند شد. یکی از این فرزندان یوهان پیتر فرانک (Johann Peter Frank: 1745–۱۸۲۱) بود که پس از تحصیل در رشته‌ی الاهیات و فلسفه و دریافت درجه‌ی دکترا در فلسفه، چون مفتون حرفه‌ی پزشکی بود، در هایدلبرگ و استراسبورگ به تحصیل پزشکی پرداخت و رساله‌اش را درباره‌ی «پرهیز کودکان» نوشت که توجه افراد زیادی را به‌خود جلب کرد.
رییس دانشکده‌ی طب روزی وی را احضار و تشویق کرد که موضوع خاصی را برای مطالعه‌ی عمیق انتخاب کند و از او پرسید آیا موضوعی برای مطالعه به‌نظر او رسیده است. فرانک گفت: «فکری که خاطر مرا به‌خود مشغول کرده این است که مشاهده کرده‌ام پزشکان به‌ندرت قادر به از میان بردن بیماری‌هایی هستندکه یا به‌صورت همه‌گیر در میان عامه‌ی مردم شیوع می‌یابد یا افراد را علی‌رغم اراده‌ی آن‌ها، هرقدر هم محتاط و پاکیزه باشند، مبتلا می‌سازد. با این‌حال اگر اولیای امور با عمل و اقدام منظم در مبارزه با آن‌ها بکوشند می‌توان بدون شک از بسیاری از این علت‌ها اجتناب کرد. آیا هیچ‌گونه دانش دقیق و پیشرفته‌ای درباره‌ی قوانینی که بر اساس آن‌ها بتوان به این منظور نایل گردید وجود دارد یا نه؟»
رییس دانشکده در پاسخ گفت: «بدون شک بسیاری موسسات تخصصی این موضوع را قصد و هدف خود ساخته‌اند. نظر شما نظری اعلاست. برای این مولود ذهن خود چه نامی انتخاب می‌کنید؟»
فرانک در پاسخ گفت: «موضوع تحقیق من مسلماً پزشکی خواهد بود و چون هرگونه اقدامی که منظور از آن حفظ سلامتی عمومی باشد باید در اختیار “پلیس مملکتی” قرار گیرد، بنابراین در نظر من نام “پلیس طبی” یا “پاسبان پزشکی” بسیار مناسب است.» (مردم آلمان کلمه‌ی «پلیس» را در مفهومی وسیع‌تر از آن به‌کار می‌برند که در زبان‌های انگلیسی و فرانسوی و دیگر زبان‌ها معمول است و مقصود از آن هیات مجریه‌ی مملکتی است که همه‌ی امور اداری و اجرایی برعهده‌ی آن‌هاست.)
«پاسبان پزشکی» در واقع مناسب‌ترین اصطلاح جدید و معادل موضوع «بهداشت عمومی» است و به‌همین جهت کلمه‌ی Polizei به‌تدریج تغییر شکل داد و اصطلاح انگلیسی Policy به‌مفهوم «سیاست» از آن نتیجه شد. استقرار کاملی از موسسات و مقررات به‌منظور حفظ بهداشت عمومی کاری بسیار مهم و کوششی پر دردسر است به مفهوم آن‌که حکمرانان بدانند چگونه باید سلامتی اتباع خود را حفظ کنند.
هنگامی که این فکر در خاطر فرانک خطور کرد و وی آن را به‌عنوان برنامه‌ی کامل زندگی خویش در نظر گرفت، ۲۱ سال بیش نداشت و ۷۲ ساله بود که آخرین جلد اثر بزرگ او به نام «دستگاه کاملی از پاسبانی پزشکی» در سال ۱۸۱۷ انتشار یافت. انتشار این کتاب راهنمای ثابت عصری شد که از جنبه‌های دیگر رنگارنگ و پرحادثه و حتی آمیخته با هرج و مرج بود.
او که درصدد بود نان روزانه‌ی خود را از حرفه‌ی پزشکی تامین کند، در زادگاهش مشغول به‌کار شد ولی در آن‌جا حق اختیار حرفه‌ی پزشکی را نداشت. به ایالت «لورن» رفت که برادرش در آن‌جا بود. هنوز به‌درستی تابلوی طبابت خود را به درِ خانه‌ی خود نصب نکرده بود که ماموران سراغ وی آمدند و او را از کار بازداشتند، زیرا فاقد دیپلم فرانسه بود. ناچار به «پونتا موسون» رفت و از نو مدارک فرانسوی اخذ کرد تا بتواند به کار طبابت بپردازد. در این اوقات با دختری که از مدتی پیش دوست می‌داشت ازدواج کرد.
هر چند از یک جهت بدشانسی آورد و همسر جوان او بر اثر تب زایمان درگذشت ولی به‌زودی از طرف کنت مرزبان «بادن بادن» به‌عنوان پزشک مخصوص برگزیده شد. حداقل سودی که این سمت برای او داشت این بود که به او این فرصت را داد که به یک حکمران بیاموزد که چگونه سلامتی اتباع خود را حفظ کند.
فرانک طرحی برای تعلیم قابله‌ها و جراحان تهیه کرد و با سمت مدیر بخش مامایی و منطقه‌ای کار ماما‌ها در «راشتات» مقیم گردید و به این موضوع اصرار ورزید که همه‌ی ماماهایی که تحت نظارت وی قرار داشتند یادداشت‌های صحیح و منظم از احوال بیماران تحت مراقبت خود تهیه کنند و امیدوار بود که با این تدبیر بتواند اطلاعات آماری مهمی به‌دست آورد. ماحصل کار آن شد که تعداد تلفات در هنگام زایمان ناگهان از یک نفر در ۸۵ نفر به یک نفر در هر ۱۲۵ نفر تقلیل یافت و نیز مدرسه‌ای برای تعلیم جراحی تاسیس کرد که خود نیز در آن‌جا تدریس می‌کرد.
در سال ۱۷۷۹ اولین جلد از کتاب بزرگ او به نام «دستگاه کاملی از پاسبانی پزشکی» انتشار یافت و شعار کتاب مزبور این بود: «نجات و بهداشت مردم» که در آن از تولید مثل، ازدواج، بارداری، زایمان و… به بحث پرداخته بود و پیشنهاد‌هایی در اصلاح امور بهداشتی داده بود از جمله کسانی که به بیماری‌های ارثی جدی و خطرناک مبتلا هستند بدون معاینه‌ی دقیق پزشکی حق ازدواج نداشته باشند. از آن‌جا که مدخل جلد اول کتاب روحیه‌ی روشنفکرانه‌ی قرن هیجدهم را کاملاً آشکار می‌سازد، قسمتی از آن به‌شرح زیر نقل می‌شود:
تامین داخلی و رفاه مملکت هدف عمومی بهداشت من است و قسمت مهمی از این امنیت و رفاه به‌وسیله‌ی دانشی حاصل می‌شود که بر اساس کاربرد اصول معینی، سلامتی افراد مردم اجتماع را تامین می‌کند. برعهده‌ی ماست که در بهبود و ارتقای سطح آسایش مردم بکوشیم، به‌طوری که مردم بتوانند با خوشی و زمانی دراز از امتیازات زندگی اجتماعی برخوردار شوند بی‌آن‌که تغییرات و زحماتی که لازمه‌ی پیش‌برد اجتماع است رنج فوق‌العاده‌ای بر آنان تحمیل کند. بنابراین دانش پاسبان پزشکی (بهداشت) همچون دانش پلیس عمومی (رفاه اجتماعی) هنری دفاعی، و حکمتی است که با رعایت آن می‌توان افراد جامعه را از زیان‌ها و آسیب‌های بیماری‌ها نجات داد.
در آن زمان در نظر مردم اولین دوره‌های قرون وسطی، رسوم بهداشت شخصی مردم دوران کلاسیک- یعنی داشتن حمام‌های بی‌شمار و غلامان خدمتگزار و ورزش‌ها و تمرین‌های بدنی و انواع دقتی که در محافظت جسم و کالبد خود به‌عمل می‌آوردند- همه رسوم و تظاهراتی زنانه و بی‌معنی بود زیرا عقیده داشتند که فقط روح و تزکیه‌ی آن اهمیت دارد و بس! گویی فراموش کرده بودند که جسم ظرف و محتوای روح است و بنابراین باید در شرایط مناسب حفظ شود. کم‌کم اندیشه‌های بهداشتی در شهرهای معتبر در اواخر قرون وسطی بیدار شد و قواعد پرهیز (بهداشت) مورد توجه قرار گرفت و حمام‌های عمومی افتتاح گردید. مردم چنین استنباط کردند که استفاده از حمام بخار نه فقط موجب حفظ سلامتی است بلکه دلپذیر است و هر کس آن‌جا برود تا یک هفته خوش‌خلق و سرحال خواهد ماند. با همه‌ی این احوال، وضع سلامت عمومی اسف‌انگیز بود و تلفات به‌ویژه در کودکان به وضع وحشت‌انگیزی زیاد بود و وبا، آبله، دیفتری، سل، سرخک، تب زایمان، حصبه، تیفوس و مالاریا قربانی‌های بی‌شمار می‌گرفت.
در قرن هیجدهم نهضت دامنه‌داری برای حفظ سلامتی مردم شروع شد و روشنفکری خاص این قرن نیز از آن پشتیبانی کرد. در این ایام ندای بازگشت به طبیعت از جانب ژان ژاک روسو شروع شد. وی عقیده داشت که زنان برای این‌که مادر خوبی باشند و کودکان خود را با اصول زندگی طبیعی پرورش دهند باید آنان را شیر دهند. در این دوران مباحثات تربیتی فراوان و پرحرارتی در جریان بود که منجر به تالیف کتاب «امیل»، شرحی در تربیت اطفال، از سوی روسو شد. در این عصر نیز پزشکان دریافتند که پیشگیری از بیماری بهتر از معالجه‌ی آن است. اما روش پیشگیری در پزشکی چه می‌بایست باشد؟ دو راه برای این کار عرضه گردید: یکی محافظه‌کارانه و دیگری انقلابی!
محافظه‌کاران عقیده داشتند که عامه‌ی خلایق مانند کودکان‌اند و قادر به درک خوب از بد نیستند و نمی‌توانند خودبه‌خود آن‌چه را که برای‌شان مفید یا مضر است از هم تشخیص دهند. پس همان‌طور که در خانواده پدر مسوول و عهده‌دار تربیت فرزندان است، در کشور نیز برعهده‌ی پادشاه است که اتباع خود را تربیت کند و سلامتی آنان را محفوظ بدارد و برعهده‌ی اوست که طبق رای و نظر پزشک خویش مردم را از کارهای مضر بازدارد و برعکس به آن‌چه برای سلامتی مفید است تشویق کند.
اما انقلابیون که روسو پیشوا و مقتدای ایشان بود، نظر متفاوتی داشتند. به‌عقیده‌ی آنان از جانب بالا کار درستی به‌سود مردم انجام نخواهد شد. استبداد و فساد بر مقامات بزرگ حکم‌فرماست و زندگی غیرطبیعی در دربار شدیدتر از هر جای دیگر است، حال آن‌که در بین مردم عادی سادگی و صراحت حکومت می‌کند و مهربانی و صفای واقعی و بی‌آلایشی کودکانه و حتی عقل سلیم به تمام و کمال وجود دارد. اگر مردم عادی خوشبخت نیستند، از این لحاظ است که فکر ایشان روشن نشده است و اگر بیمارند از آن لحاظ است که نادان مانده‌اند. بنابراین باید درباره‌ی تندرستی و بیماری همچون سایر مسایل و مشکلات زندگی آنان را تعلیم داد و آگاه ساخت. در نتیجه نهضتی به‌منظور روشن کردن افکار عمومی درباره‌ی مسایل بهداشتی شروع گردید و از چاپخانه‌ها سیلی از کتاب‌ها و جزوه‌ها و اعلامیه‌ها برای آگاهی و تعلیم مردم شهرها و دهات، به‌ویژه گروه اخیر، به بیرون سرازیر شد. این نهضت بخشی از نهضت وسیع‌تری بود که منجر به صدور اعلامیه‌ی حقوق بشر شد و در نتیجه موجب توسعه و پیشرفت آزادی‌خواهی شد.
یوهان پیتر فرانک نمونه‌ی کاملی از طرفداران نهضت و گرایش محافظه‌کارانه بود. به نظر وی راه سالم‌تر و مطمئن‌تر ایجاد «پلیس پزشکی»، یعنی اقدامات دولتی به‌منظور ایجاد بهداشت همگانی، بود. برای این‌که دانسته شود وی تا چه حد تمایل به دخالت دولت در حقوق فردی داشت، قسمتی از کتاب او را که عنوان فصلش «مقررات بهتری برای رقص‌های تفریحی» است و از زیان‌های رقص برای دختران جوان صحبت می‌کند نقل می‌کنیم:
پس برعهده‌ی اولیای امور است که درباره‌ی مدت مجالس رقص تصمیم بگیرند و احکام لازم صادر کنند حتی اگر این کار منحصراً از لحاظ حفظ سلامتی افراد انجام شود. بسیار به‌جاست که بعضی از انواع رقص‌های تند که فعالیت غیرعادی ایجاب می‌کنند و مخصوصاً رقصی به نام «والس» و رقص‌های مشابه‌ی آن ممنوع شوند. باید پدران و مادران و سایر بزرگ‌تران را برحذر دارند که از فرستادن دختران و زنان جوان به این تفریحات ناسالم و لذات خشن بدون همراهی و نظارت بزرگ‌تران خودداری کنند. لازم است که اولیای امور از متفرق شدن رقاصان جلوگیری کنند.
در این کتاب نویسنده از نظر پزشکی تجرد کشیشان را مورد حمله قرار داد و کلیسا از این لحاظ سخت برآشفت و زحمت و دردسر فراوانی برای مصنف ایجاد کرد.
فرانک از اول ماه مه سال ۱۷۸۴ در دانشگاه «گوتینگن» مشغول به‌کار شد و نکته‌ی جالب در این مورد این‌که این دانشگاه اندیشه‌ی پروتستان‌ها را ترویج می‌کرد، در حالی که فرانک کاتولیک متعصبی بود. اما فعالیت او در این دانشگاه بیش از یک سال دوام نداشت. پس از آن مدتی در اتریش و زمانی در روسیه به خدمت مشغول شد و سرانجام در سال ۱۸۰۹ به وین آمد. در این ایام اروپا در آتش جنگ می‌سوخت. برحسب تصادف شهرت او به ناپلئون رسید و به او پیشنهاد کرد که به پاریس بیاید:
آوازه‌ی شهرت و حکمت شما سراسر امپراتوری مرا گرفته است. خوب است که با من به پاریس بیایید و در آن‌جا مستقر شوید و قطعاً مقام فوق‌العاده‌ای که درخور لیاقت شماست خواهید یافت. ما بسیاری از مردمان درجه‌ی اول در پاریس داریم که راه قدردانی از هنر و شایستگی دیگران را می‌دانند…
فرانک این پیشنهاد را جدی تلقی کرد. از سوی دیگر، وی پیر شده بود و از بیماری نقرس رنج می‌برد. به‌علاوه ملاقات امپراتوری اثری دردناک در او باقی گذاشته بود، زیرا وی جسماً و روحاً از این موضوع رنجور شده بود که امپراتور «لخت مادرزاد» او را در حمام پذیرفته و مدت یک ساعت تمام سرپا نگه داشته بود!

خلاصه ‌شده از کتاب: پزشکان نامی، نوشته‌ی هنری زیگریست، ترجمه‌ی کوکب صورتگر- حسن صفاری، انتشارات امیرکبیر، ۱۳۶۲

دکتر بهمن مشفقی
نشانی: لاهیجان، خیابان شهید کریمی
تلفن: ۲۲۳۳۳۴۳-۰۱۴۱ 

Email: vahomanmd@yahoo.com

برچسب‌ها: ٬ ٬

دیدگاه خود را بیان کنید.