پزشکان گیل

ماهنامه‌ی جامعه‌ی پزشکی استان گیلان

هزارتوهای آگاهی (۱۶)/ سارا رها/ آلزایمر: روند طبیعی سن یا بیماری؟ (۲)

بدست • ۲۶ اردیبهشت ۱۳۹۲ • دسته: آوای موج

خبر بد: سارا رها در آخرین یادداشتش نوشته است نوشتن در وبلاگ «آوای موج» را به‌ دلایلی (از جمله افزایش مشغله‌های پژوهشی دانشگاهی و کمبود وقت، کم شدن انگیزه‌های اولیه و فیلتر شدن وبلاگ) تعطیل می‌کند. خبر خوب: در پاسخ به اعتراض بعضاً شدید خوانندگان در بخش نظرات وبلاگ، ایشان تصمیم خود را به این صورت تعدیل کرده که در آینده‌ی نزدیک با اسم اصلی خود یک وبلاگ تخصصی برای یادداشت‌های علمی راه‌اندازی کند و «آوای موج» را برای یادداشت‌های خودمانی‌اش کنار بگذارد. برای خواندن مشروح ماجرا به «آوای موج» سر بزنید و نظر خود را به ایشان اعلام کنید.
اما در این شماره علاوه بر درج بخش دوم مقاله‌ی حاضر، دو مقاله‌ی دیگر نیز با مضامین مرتبط (بهبود عملکرد مغز) از دوستان دیگرمان ضمیمه کرده‌ایم که شما را به خواندن آن‌ها در صفحات بعد دعوت می‌کنیم.

پلاک‌ها و گره‌‌ها (Tangles) که در بخش قبلی با نام کلاف درهم تنیده از آن یاد کردم و دو وجه مشخصه‌ی تغییر مغز بیماران آلزایمری است، در مغز افراد مسن که مبتلا به آلزایمر نیستند هم دیده می‌شود، منتها به‌مراتب کمتر. به‌تخمین می‌گویند که اگر هر کسی بتواند ۱۳۰ سال عمر کند، حتماً آثار آلزایمر در او دیده خواهد شد. بنابراین اگر ژنی مسوول آلزایمر باشد، آن ژن در همه‌ی آدم‌ها وجود دارد. با این حساب آلزایمر یک روند طبیعی نوروپاتولوژی محسوب می‌شود که بیماران مبتلا به آلزایمر بالینی در واقع فقط حد نهایی این طیف هستند.
حال بیایید از زاویه‌ی رشد و مرگ سلول‌های مغزی (نورون‌ها) مساله را بررسی کنیم. تحقیقات نشان داده است که بسیاری از حیوانات در ابتدای عمرشان تعداد زیادی نورون تولید می‌کنند که بعدها در ایام پیری آن‌ها را از دست می‌دهند؛ عمدتاً به‌دلیل عدم استفاده از نورون. این پدیده به نام «مرگ سلولی» یا Apoptosis معروف است که یک پدیده‌ی طبیعی و لازم برای بقای بدن است. در مورد حیوانات دیده شده است که نورو‌ن‌هایی که مکرر تحریک نمی‌شوند و در نتیجه سیناپس قوی‌ای ندارند، به‌تدریج حذف می‌شوند. تعدادی از محققین این پروسه‌ی حذف نورون‌های کم استفاده شده (Economization by elimination) را با افزایش مفید تولید مثل سلولی مربوط می‌دانند.
در مورد انسان هم نشان داده شده است که نرخ متابولیک در مغز کودکان بسیار بالاتر از آن در بزرگسالان است. در ۱۰ سال اول زندگی انسان، کورتکس سربرال مغز تغییرات زیادی در نرخ مصرف انرژی دارد. نرخ متابولیک مغز به‌سرعت افزایش می‌یابد و در حدود ۲ سالگی به حد آن در افراد بالغ می‌رسد. مصرف انرژی در مغز کودکان ۹-۴ ساله بسیار بیشتر از آن در افراد بالغ است. از حدود ۱۰ سالگی به بعد نرخ متابولیک و مصرف انرژی در مغز شروع به کاهش می‌کند این کاهش نرخ متابولیک مغز همچنان تا دوران پیری و مرگ ادامه می‌یابد. در طول زندگی، نورون‌ها و سیناپس‌هایی که استفاده نمی‌شوند یا خیلی کم استفاده می‌شوند خیلی ساده به‌تدریج حذف می‌شوند (می‌میرند). برای همین است که یادگیری در سنین بالاتر کلاً مشکل‌تر از سنین کودکی و جوانی است.
آن‌چه در بالا گفتم، با تحقیقاتی که نشان داده است که حجم مغز از حدود سنین ۵۰-۴۰ کاهش پیدا می‌کند (بخش قبلی مقاله) همخوانی دارد. در عین‌حال همان‌طور که در حیوانات نورون‌های مربوط به عملکرد فیزیکی حیوان از بین نمی‌روند، بیماران آلزایمری هم (حتی در مراحل پیشرفته) در حرکات فیزیکی هیچ مشکلی ندارند؛ این قوای ذهنی است که کاهش پیدا می‌کند. نورون‌های مربوط به حرکات فیزیکی مثل راه رفتن، غذا خوردن و… حتی در بیماران آلزایمری هم سالم باقی می‌مانند زیرا طبق قانون فرگشت (تکامل) نورون‌های برگزیده‌ی طبیعی هستند. صدها سال پیش که آدمی برای زنده ماندنش مجبور بود در طول روز شکار کند و تمام وقتش را برای شکار و گذران زندگی صرف کند، طبیعتاً کار فکری کمتری داشت و بیشتر کار فیزیکی می‌کرد. در نتیجه در طول سال‌ها نورون‌های کورتکس حرکتی که مسوول حرکات ما هستند به‌عنوان نورون‌های برگزیده‌ی طبیعی انتخاب می‌شوند که برای بقا لازم‌اند. از طرف دیگر نورون‌های مربوط به قوای ذهنی از اهمیت کمتری برای ادامه‌ی بقای آدمی برخوردار بوده‌اند؛ در نتیجه آن‌ها هستند که به‌مرور زمان حذف می‌شوند.
مطالب این یادداشت حاصل خواندن چند مقاله است که در پایان به آن‌ها ارجاع داده‌ام. والا من به‌شخصه روی آلزایمر در حد سلولی کار نمی‌کنم و در نتیجه خودم را اصلاً صاحب‌نظر نمی‌دانم که بخواهم مقالات فوق را نقد کنم. برای من بیش از همه جالب توجه و مهم است که در این قضیه شکی نیست که مغز آدمی در کودکی و تا سنین ۲۰ سالگی در اوج توانمندی برای یادگیری است. از ۲۰ تا ۵۰-۴۰ سالگی قوای پردازش ذهن همچنان می‌تواند افزایش پیدا کند ولی به‌نظر می‌رسد که از میان‌سالی به بعد اگر تلاش دایم و مستمری برای یادگیری جدید نکنیم، فاتحه‌ی مغزمان را باید بخوانیم!

برای مشاهده‌ی متن کامل این مقاله و فهرست منابع و ارجاعات آن‌ می‌توانید به نسخه‌ی الکترونیک آن در وبلاگ «آوای موج» مراجعه کنید.

سارا رها

Weblog: avayemoj.com/category/science/
Email: sara.raha@gmail.com

برچسب‌ها: ٬ ٬

دیدگاه خود را بیان کنید.