پزشکان گیل

ماهنامه‌ی جامعه‌ی پزشکی استان گیلان

طبیب آدم‌کش/ هادی میرزانژاد موحد

بدست • ۱۶ فروردین ۱۳۹۲ • دسته: تیتر اول٬ حفظ‌الصحه

حفظ‌الصحه: تاریخ پزشکی گیلان در آیینه‌ی مطبوعات قرن اخیر (۲)

این پرده برای‌تان حکایتی آورده‌ام که گویا در دیار گل و بلبل قدمتی کهن دارد و آن «حکایت انسان‌های طبیب‌نما» است. ماجرا، قصه‌ی حبیب‌اله نامی است که فرزندش را برای آن‌که زیر دندانش به‌اندازه‌ی یک لپه زخم بوده نزد میرزا مهدی نامی می‌برد جهت مداوا. این‌جا را مثل فیلم‌های الیور استون کات می‌دهیم و شما در صحنه‌ی بعد جنازه‌ی کودک را می‌بینید که بر دست‌های پدر مانده. حالا در اپیزودهای بعد خودتان روایت مستند ماجرا را بخوانید که هیجانش برجا باشد.

ما حدس قریب به‌یقین می‌زنیم که احتمالاً هیات انتظامی نظام پزشکی آن دوران ۱۰ درصد پزشک را در این فوت مقصر دانسته‌اند و مثل امروز نبود که اشد مجازات را برای طبیب در نظر گرفته و درِ مطبش را تخته کنند و پروانه‌اش را باطل!
البته فکر کنم حبیب‌اله‌خان هم یک‌کم شلوغش کرده بود. آخر حتی در دنیای امروز هم این پدرهای گرفتار، بچه‌شان را برای یک لپه زخم پیش دکتر نمی‌برند، چه برسد آن ‌موقع با چند سر عایله.
از این‌جا به بعد هر چه می‌نویسم راست و دروغش گردن راوی است! ما که گشتیم و پرسیدیم، نشانی از حبیب‌اله‌خان نیافتیم و گفتند ظاهراً همان یک طفل ذکور را داشته و با مرگ فرزند، نسلش ورافتاده. اما خبر داریم که تخم و ترکه‌ی میرزامهدی یهودی اخیراً کلنگ کلینیک جدیدشان را در رشت به زمین زده‌اند (الله اَعلَم).
یادآوری: در بازنشر، رسم‌الخط نامه را به شیوه‌ی امروزی تبدیل کرده‌ایم.

طبیب آدم‌کش
می‌باش طبیب عیسوی هُش
اما نه طبیب آدمی‌کش
خلاصه‌ی مکتوبی است که حبیب‌اله از اجزای تلگرافخانه‌ی رشت نوشته است. طفل بنده که زیر دندانش به‌قدر لپه زخم بوده برای معالجه پیش میرزا مهدی یهودی، جنب آقا سید ابوجعفر بردم. قرار دادند در سه روز معالجه کند و دو تومان حق العلاج بگیرد.
دوزاده قران هم پیشکی گرفت و دوایی به طفل داد که تمام دهن طفل زخم شد و گوشت دندان‌ها پاک ریخت. دو روز دیگر تمام دندان‌های طفل را کند. گفتم: «دکتر! چرا دندان‌ها را می‌کشی!» گفت: «باز خواهد درآمد. تشویش نداشته باشید. وظیفه‌ی من نیست مثل دکترهای دیگر زیاد پول بگیرم. این دو تومان هم حق‌الزحمه‌ی من است واِلا دوا را مجانی داده‌ام.»
خلاصه بعد از هفت روز طفل وفات نمود. از این‌که طفلم را قاتل است به نظمیه و عدلیه عارض شدم. احضاریه رفت. طفره زد. بالاخره گفت تبعه‌ی خارجه هستم. به کارگذاری (کارگزاری) نوشتند. مجلسی در کارگذاری (کارگزاری) چنین استنطاق کردند:
س: شما کجا تحصیل کرده‌اید؟
ج: در همدان.
س: نسخه‌های شما را به چه زبان می نویسید؟
ج: نسخه نمی‌دهم. بلکه دوا را خودم می‌دهم.
س: مگر سواد فارسی ندارید؟
ج: نه‌خیر.
گفتند این محاکمه باید از روی ترتیب باشد. از آن وقت تاکنون محاکمه نکرده‌اند ولی میرزا ابراهیم جدیدالاسلام مکرر تمنا و تملق کرد که از این محاکمه صرف‌نظر کنم، نشد. قاتل طفل من میرزا مهدی یهودی است. از اولیای امور احقاق حق می‌خواهم.
شوال المکرم ۱۳۲۸ قمری (مهرماه ۱۲۸۹ خورشیدی)

هادی میرزانژاد موحد
نشانی: رشت، خیابان آزادگان، جنب دبیرستان بهشتی (خیابان صفایی)، خیابان حاتم، شماره‌ی ۴۹، نشر فرهنگ ایلیا تلفن: ۳-۳۲۴۴۷۳۲

Email: hadi.m.movahed@gmail.com

برچسب‌ها: ٬

دیدگاه خود را بیان کنید.