پزشکان گیل

ماهنامه‌ی جامعه‌ی پزشکی استان گیلان

نوروزتان مبارک باد!

بدست • 4 ماه ago • دسته: تیتر اول٬ سرمقاله

دکتر مسعود جوزی

هر سال که می‌خواهم چند خطی محض شادباش سال نو در ابتدای ویژه‌نامه نوروزی بنویسم، اول به یادداشت سال پیش سر می‌زنم. این جالب است که آدم یادش بیاید یک سال پیش‌تر در همین روزها چه حال و هوایی داشته و سال را با چه امید و آرزو و بیم‌هایی شروع کرده است. امسال اما نگاه کردن به آن یادداشت… به‌قول آن شخصیت محبوب سریال «کلاه قرمزی» (آقوی همسایه؟) اصلاً له لهم کرد! نوشته بودم:
… برای‌تان سال «بهتر»ی آرزو می‌کنم. سال بهتر از چه؟ نمی‌خواهد راه دور بروید؛ از همین سالی که گذشت! این آرزوی محالی که اصلاً نیست، اتفاقاً بسیار هم در دسترس و باورپذیر است. در واقع ۱۳۹۵ آن‌قدر «بد» بود که به‌سختی می‌شود باور کرد ۱۳۹۶ سال «بهتر»ی نباشد!
و متاسفانه سال ۱۳۹۶ بدتر بود! در دریا سوختیم و در کوه غرق شدیم، زمین لرزید و زیر آسمان بی‌پناه ماندیم. انگار عاق پدر و مادر پشت‌سرمان باشد. این‌همه اتفاق؟ بعد از شورش‌های خیابانی دی‌ماه چند نشست‌ جامعه‌شناسی برای بررسی آن برگزار شد. در یکی از آن نشست‌ها سخنران می‌گفت: عجیب نیست که یک کشور تهدید خارجی داشته باشد، یا اختلافات سیاسی حاد داخلی، معضلات زیست‌محیطی (مثل بحران آب و…) داشته باشد یا مشکلات معیشتی، فسادهای گسترده اقتصادی داشته باشد یا بحران‌های اخلاقی و… ولی این عجیب است که ما همه این‌ها را یک‌جا داریم (نقل به مضمون). واقعاً عجیب است اما داریم.
با این تفاصیل، دیگر آدم می‌ترسد همین آرزوهای کوچک و ترس‌خورده و «انقباضی» را هم بر زبان بیاورد؛ اما ما که از رو نمی‌رویم! اصلاً هزار تا نقل‌قول و ضرب‌المثل برای همین روزها داریم: «امید آخرین چیزی است که می‌میرد» و «تاریک‌ترین ساعت شب درست پیش از طلوع خورشید است» و… بگذریم! دست‌مان از حوادث طبیعی و غیرطبیعی، از تدبیر جهانی و صلاح مملکت که کوتاه است؛ نقداً به همین دل‌خوشی‌های کوچکی بچسبیم که هنوز نتوانسته‌اند از ما بگیرند: همین حال و هوای خوش و شادمانی بی‌دلیل نوروزی، همین شادی کودکان از تعطیلی و عیدی، همین دور هم بودن‌ها و قدر چند لحظه با هم بودن را دانستن‌ها، همین تحویل، تغییر، همین امید، همین امید، همین امید…
با امید سالی بهتر و روزگاری به‌سامان‌تر، این نوروز، این بهار مبارک‌تان باد!
این شماره «نوروزی» هم تقدیم شما! تلاش کرده‌ایم متنوع و خواندنی باشد؛ متناسب ایام شریف تعطیلی، دم زدنی کوتاه در هوای هنر و ادبیات و… و باز هم امید که در این ایام فرصت خواندن و دیدن داشته باشید.
و در آخر سپاس بی‌پایانم را خدمت همه‌ دوستان نویسنده‌ این شماره و ۱۱ شماره‌ دیگر سال‌ ۹۶ تقدیم می‌کنم؛ همچنین همکاران دفتر نشریه و عوامل چاپ و… که این بار کج را هر جور هست به مقصد می‌رسانند؛ و البته شما که در این دوران کسادی و تعطیلی نشریات کاغذی، کنارمان مانده و امید ماندن‌مان‌ داده‌اید. چشم نخوریم، در سال پانزدهم انتشار هستیم، اگر «پزشکان» سابق را هم در نظر بگیریم، بیست سال را هم رد کرده‌ایم؛ دوران پرتلاطمی که از ۱۳۷۶ شروع شد و از بس ماجرا گذشت، انگار قرنی بود… ما را به سخت‌جانی خود این گمان نبود! هر چه بود، با همه سختی، کنار شما خوش گذشت. و آرزوی آخر: هر چی آرزوی خوبه مال تو! از تندرستی و شادکامی و سربلندی و تعالی و برکت و رفاه و آرامش… زیستنی شایسته انسان در هر کجای جهان.

برچسب‌ها: ٬

دیدگاه خود را بیان کنید.