پزشکان گیل

ماهنامه‌ی جامعه‌ی پزشکی استان گیلان

ماشین زمان/ دکتر امید زرگری

بدست • ۱۹ تیر ۱۳۹۳ • دسته: صفحه‌ آخر٬ يادداشت‌ها

چندی پیش از دوستان همکلاسی دانشگاه پرسیدیم: «اگر فرضاً روزی به ماشین زمان دسترسی پیدا کنید، به چه زمانی خواهید رفت؟» پاسخ قریب به‌اتفاق این بود که به گذشته برمی‌گردند تا اشتباهاتی را که مرتکب شده‌اند اصلاح یا جبران کنند… . تصور می‌کنیم خودمان هم همین کار را می‌کردیم! اما چرا هیچ‌یک از ما چندان علاقه‌ای برای رفتن به زمان آینده ندارد؟ علی‌القاعده آینده که باید بسیار مهیج‌تر باشد؟ ظاهراً اکثر ما ترجیح می‌دهیم فیلمی را که قبلاً دیده‌ایم، دوباره ببینیم (و برخی از صحنه‌های آن را در صورت امکان از نو بسازیم) تا این‌که فیلم جدیدی را به‌نظاره نشینیم. اما چرا چنین است؟
آیا دلیلش این نیست که از آینده می‌ترسیم؟ که آینده برای‌مان غیرقابل پیش‌بینی است؟ (همان‌طور که خودمان غیرقابل پیش‌بینی هستیم؟) حقیقت این است که آینده تنها در صورتی قابل پیش‌بینی خواهد بود که ما خود آن را طراحی کنیم و چون اساساً نقشه‌ای برای آینده نداریم، فردا همیشه برای‌مان چیزی مبهم است. (حدس می‌زنیم این‌که اگر فرضاً به هنگام رانندگی از چراغ راهنما استفاده نمی‌کنیم، نه به‌دلیل تنبلی بلکه غالباً به‌خاطر این است که تا آخرین لحظات تکلیف‌مان روشن نیست که به کدام طرف خواهیم رفت!) جالب این است که در عین‌حال علاقه‌ی عجیبی به پیش‌گویی کردن آینده داریم: «چند سال پیش چنین روزی را پیش‌گویی کرده بودم.» این جمله به‌نظرتان آشنا نیست؟ از نتیجه‌ی فوتبال گرفته تا گیر افتادن کلنل در لوله‌ی فاضلاب، همه را از قبل پیش‌بینی کرده بودیم. عجیب نیست؟ حقیقت تلخ اما این است که علی‌رغم ادعایی که می‌کنیم، آینده همواره ما را غافلگیر کرده است، چون هیچ‌وقت آمادگی لازم را برای آن نداشته‌ایم، چون انگار همواره از جای دیگری آمده است… .
بگذریم! به‌سبک «دکتر آریان» در کتاب‌های مرحوم اسماعیل فصیح که بخش زیادی از داستان را خود مشغول خواندن داستان دیگری بود، اجازه دهید بخشی از کتاب «ظلم، جهل و برزخیان زمین» نوشته‌ی محمد قائد را به‌قول فرنگی‌ها با هم شریک شویم:
… از این‌رو، درک جهان‌بینی پرتضاد مردم ایران که هم آرمانی‌اند (یعنی به کمتر از عالی رضایت نمی‌دهند) و هم رواقی و شکست‌طلب‌اند (یعنی هر چه پیش آید همان است که لاجرم باید می‌شد) برای ناظران خارجی همواره بسیار دشوار بوده است. از زمان یونانیان باستان و هرودوت، تقریباً هر رساله‌ای در باب فرهنگ و اخلاقیات ایرانیان با این نظر پایان می‌پذیرد که فکر ایرانی به احساسش، احساسش به حرفش و حرفش به عملش ارتباط چندانی ندارد… . هماهنگی این اجزا «انسجام شخصیت» نامیده می‌شود و انسجام به پیش‌بینی‌پذیری و قابل اتکا بودن کردار فردی می‌انجامد. صفتی که در ایران مثبت تلقی نمی‌شود!

دکتر امید زرگری
متخصص پوست
نشانی: رشت، پل بوسار، ساختمان پزشکان دانا، طبقه‌ی سوم، واحد یک، تلفن: ۷۲۲۷۵۲۰

Website: iranderma.com; drzargari.com
Email: ozargari@iranderma.com

برچسب‌ها: ٬

دیدگاه خود را بیان کنید.