پزشکان گیل

ماهنامه‌ی جامعه‌ی پزشکی استان گیلان

از زلف تا زولوفت!/ دکتر امید زرگری

بدست • ۱۹ تیر ۱۳۹۳ • دسته: صفحه‌ آخر٬ يادداشت‌ها

این کوزه چو من عاشق زاری بوده‌ست
در بند سر زلف نگاری بوده‌ست
این دسته که بر گردن او می‌بینی
دستی‌ست که بر گردن یاری بوده‌ست.
مطابق معمول اصلاً به‌یاد نمی‌آوریم کدام فیلسوف شیر پاک خورده‌ای بود که گفت «بشر متمدن یا امروزی، انسانی دلتنگ و افسرده است». ما هم که اساساً عادت نداریم در مقوله‌ی امروزی بودن از کسی کم بیاوریم، این بود که تمام تلاش‌مان را کردیم تا هر چه می‌توانیم افسرده‌تر شویم. حقیقتش را بخواهید خوب که فکر می‌کنیم، می‌بینیم در واقع تلاش چندانی هم نکردیم! در حقیقت همه‌ی شرایط– که برای هر کار دیگری هیچ‌وقت مهیا نیست- این‌بار به‌شکلی استثنایی به‌خوبی فراهم بود تا ما به‌سادگی و خیلی سریع قله‌های تمدن را درنوردیم. جالب آن‌که پس از فتح این قله‌ها تازه متوجه شدیم جمع میلیون‌ها تن از هموطنان دلفگار ما جمع است و پرچم‌های‌شان را پیش‌تر و بالا‌تر از ما به‌اهتزاز درآورده‌اند. بنابراین قدری مردد شدیم و فکر کردیم شاید آن فیلسوف حالش خوب نبوده و از سر نومیدی حرفی زده… . اصلاً وقتی پزشکان سال‌هاست که فرضاً بر سر میزان مطلوب نمک غذا با هم جر و بحث دارند و بین علما بر سر مسایل جزیی اختلاف نظر اساسی وجود دارد، از کجا معلوم که معیار فلاسفه در مورد نمک (یا تلخی) زندگی درست باشد؟ اصلاً چرا باید بین امروزی بودن و دلتنگی رابطه‌ای وجود داشته باشد؟ شاید هم این رابطه معکوس باشد؟… این بود که نعل وارونه‌زنان تصمیم گرفتیم برای مدت کوتاهی هم که شده شاد باشیم.
همان‌گونه که انتظار داشتیم، هیچ زمینه‌ای برای این منظور مهیا نشد. ما البته از رو نرفتیم. پیش‌تر هم در مورد کوشش‌های عبث‌مان برای شاد بودن نوشته‌ایم. علت این‌که چرا این تلاش‌ها بی‌ثمر می‌ماند، روشن است. آن‌چه ما نیازمند آن‌ایم شادی فردی نیست که با استراحت و مسافرت و… به‌دست آید؛ ما به شعف جمعی نیاز داریم تا دوباره احساس «ما» بودن کنیم و متاسفانه مدت‌هاست که چنین فرصتی فراهم نشده است… تا این‌که این «جدایی» به‌داد ما رسید و حداقل در دنیای مجازی برای مدتی شادی را به جمع آورد.. دمش گرم! هرچند عمر و عمق این شادی هم چندان فراخ نبود. اساساً شادی همیشه پایانی دارد اما اندوه می‌تواند تا ابد ادامه پیدا کند. این هم یکی دیگر از قواعد ناجوانمردانه‌ی روزگار است… . خوشبختانه اما خیام (با یا بدون زولوفت!)۱ همیشه هست که به کمک آدم بیاید:
خیام اگر ز باده مستی، خوش باش
با ماهرخی اگر نشستی، خوش باش
چون عاقبت کار جهان نیستی است
انگار که نیستی؛ چو هستی، خوش باش!
۱٫ Zoloft: Sertraline

دکتر امید زرگری
متخصص پوست
نشانی: رشت، پل بوسار، ساختمان پزشکان دانا، طبقه‌ی سوم، واحد یک، تلفن: ۷۲۲۷۵۲۰

Website: iranderma.com; drzargari.com
Email: ozargari@iranderma.com

برچسب‌ها: ٬

یک دیدگاه »

  1. با سلام به دکتر زرگری عزیز
    شاید بزرگترین علت آنکه نه شما که همه ی ما در زندگی روزانه خود مرتب دچار بای پولاریتی میشویم آن است که در چیستی معنای زندگی مغزمان ریپ میزند.آیا معنای زندگی خود زندگی است و یا معنا و هدف زندگی در پایان زندگی است که انسان همه ی عمر میدود تا سرانجام در لحظه ای تجربه نشده گرفتارش آید حالا به این سردرگمی فلسفی که خیام به درستی چند تا پیچ بزرگش را باز کرده روزمرگی روزانه خود را هم اضافه کنیم خواهید دید که میشود نور علی نور .برای انکه بهانه ای داشته باشی یه روز از شر خودت راحت بشی لازم نیست هدایت یا کافکا بخونی و برای ریسه رفتن از خنده هم لازم نیست شبانه روز ملا نصرالدین یا عزیزنسین بخونی کافیست برای گرفتن پایان کار به شهرداری یا برای گرفتن وام به بانک مراجعه کنی و یا کسی از تو شکایتی ویا شما از کسی شکایتی داشته باشی کمدی درام زندگی ات شروع میشود که به تناوب باید فلوکسیتین و لیتیوم بخوری و با خیام هم کاری پیش نمیبری و گاهی بابا طاهر و عبید بیشتر به دادت میرسند تا خیام.به هر حال انسان مدرن در قفسی که خود ساخته زندانی است و به قول مالرو انسان به عمق شناخت از خود با وسعت اطلاعاتی که گرد می اورد نمی رسد بلکه در پرسشهایی که مطرح میکند تصویری از خود به دست میدهد و تنها آنوقت است که بیهودگی را کمتر حس میکند.به هر حال در انچه بر شما میگذرد تنها نیستی و این خودش حسن بزرگی است که همواره کسانی هستند که در دردی مشترک ما را تسلی دهند.

دیدگاه خود را بیان کنید.