پزشکان گیل

ماهنامه‌ جامعه‌ پزشکی استان گیلان

زمانی برای ارتقا

بدست • 5 ماه ago • دسته: تیتر اول٬ جهان پزشکی

گفت‌وگو با ملیندا گیتس
ترجمه: دکتر بابک عزیز افشاری

اخیراً ملیندا گیتس، یکی از دو بنیانگذار بنیاد بیل و ملیندا گیتس، کتابی با عنوان «زمانی برای ارتقا: چگونه توانمندسازی زنان، جهان را تغییر می‌دهد» نوشته است. این کتاب، که در ماه آوریل منتشر شد، خوانندگان را دعوت می‌کند تا در همه‌جا برای ارتقای جامعه از زنان حمایت کنند. او از درس‌هایی یاد می‌کند که از زنان الهام‌بخشی که در جریان سفرهای خود با بنیاد گیتس ملاقات کرده، فراگرفته است. این بنیاد حامی مالی بسیاری از پروژه‌ها برای کاهش فقر و بهبود وضعیت سلامت در جهان در حال توسعه (و همچنین حامی مالی رادیو ملی آمریکا) است.
همچنین گیتس به موضوع برابری جنسیتی در ایالات متحده می‌پردازد و از داستان زندگی خود مثال می‌زند. او از ازدواج خود با بیل گیتس آغاز می‌کند و درباره چالش‌هایی سخن می‌گوید که به‌عنوان مادر و پدر در برابر آن‌ها قرار داشتند. و این‌که چگونه برای ایجاد تعادل بین نقش خود به‌عنوان مادر سه کودک، یک پیشتاز فناوری و فعال امور بشردوستانه، و همسر یکی از پولدارترین مردان جهان تلاش کرده است.
آن‌چه می‌خوانید گفت‌وگوی میشل مارتین، ژورنالیست و تهیه‌کننده و مجری رادیو ملی آمریکا، با ملیندا گیتس است.

در مقدمه گفتی وقتی کار در میکروسافت را متوقف کردی تا روی تربیت فرزندان تمرکز کنی، متوجه شدی که باید درباره شرایط ازدواج خودت دوباره مذاکره کنی. چرا فکر می‌کنی مطرح کردن این موضوع اهمیت دارد؟
در جامعه موضوعات متعددی وجود دارد که زنان با آن‌ها مواجه می‌شوند و ما حتی نمی‌دانیم چه هستند. من خواستم داستان خودم را بگویم با این امید که مردم و زنان و مردان متوجه شوند که بله، این مسایل در همه زندگی‌ها وجود دارد.
من می‌خواستم همزمان یک خانواده و یک کار داشته باشم و بتوانم بر سر کارم برگردم. و بنابراین [بیل و من] درباره‌اش بحث کردیم. گفتیم: «خوب، هر کس در خانه ما چه‌کار خواهد کرد؟ و چگونه این نقش‌ها را تقسیم خواهیم کرد؟»
داستان جذابی در کتابت هست که به این اشاره می‌کند. گفتی از همسرت خواستی مسوولیت رساندن بچه‌ها به مدرسه را بپذیرد. و بعد از چند هفته متوجه شدی مردهای بسیار بیشتری دارند همین کار را انجام می‌دهند. و از یکی از دوستانت پرسیدی و او گفت که وقتی دیدیم بیل دارد رانندگی می‌کند، به خانه رفتیم و به همسران خود گفتیم: «بیل دارد بچه‌اش را به مدرسه می‌رساند. تو هم می‌توانی.» چرا خواستی این داستان را برجسته کنی؟
دلیل این‌که آن داستان خاص را نوشتم این بود که مثالی از کارهای بدون دستمزدی است که زنان در همه‌جای دنیا انجام می‌دهند. در ایالات متحده زنان در خانه ۹۰ دقیقه بیشتر از همسر خود کار بدون دستمزد انجام می‌دهند. مثل شستن ظرف‌ها، رانندگی، لباس‌شویی.
بدون تجدیدنظر درباره این موضوع، نمی‌توانیم برای زنان این امکان را فراهم کنیم تا کارهای سودمندی را که می‌خواهند انجام دهند.
بنیاد گیتس به‌طور عمده بر حل چالش‌های جهان در حال توسعه متمرکز شده است. ولی برای موضوعات دیگری که در کتاب اشاره شده، مانند برابری زنان، چه‌کار می‌کنید؟
وقتی از کشورهای مختلف آفریقایی یا بنگلادش به خانه بازمی‌گردم، به خود می‌گویم: «چرا زنان در این کشورها توانمندتر نیستند؟» تا این‌که این پرسش را از خودم پرسیدم و گفتم: «ما زنان این‌جا در ایالات متحده چقدر توانمند هستیم؟»
به‌همین دلیل بخش مستقلی در بنیاد راه انداختم به‌نام موضوعات محوری (Pivotal Ventures) که به این نابرابری و موانع برطرف ساختن آن در ایالات متحده می‌پردازد.
ما تنها ملت صنعتی جهان هستیم که مرخصی با‌حقوق به‌دلایل خانوادگی نداریم. [paid family leave نوعی مرخصی به‌دلیل بیماری طولانی و جدی، مراقبت از یک عضو بیمار خانواده، یا نوزاد یا کودکی که به سرپرستی گرفته شده است که در آن درآمد شخص قطع نمی‌شود و کارفرما یا بیمه یا دولت آن را پرداخت می‌کند.] من به زنان و مردان جوان این کشور که در دهه سوم و چهارم زندگی خود هستند می‌گویم وقتی بچه‌دار می‌شوید نقش‌های جنسیتی عوض می‌شود. باید این نقش‌ها را زیر سوال ببرید و بگویید برای حمایت از زنان، در سطح سیاست‌های کلی، چه باید بکنیم.
بخش عمده‌ای از کتاب به داستان خودت می‌پردازد، ولی درباره زنان نقاط مختلف جهان که با فقر شدید و خشونت خانگی مواجه هستند نیز صحبت کرده‌ای. در زیرعنوان کتاب می‌خوانیم «چگونه توانمندسازی زنان، جهان را تغییر می‌دهد.» پاسخ کوتاه خود تو چیست؟
معتقدم با توانمندسازی زنان، وقتی یک زن را ارتقا می‌دهید، همه افراد توانمند می‌شوند. او بقیه خانواده و جامعه و اقتصاد را ارتقا می‌دهد. و این در مورد ارتقای زنان و ارتقای رنگین‌پوستان هم صدق می‌کند.
در کتاب از یک دوست چند بار نقل قول کرده‌ای که انتقاد داشته از این‌که میلیاردرهای آمریکایی نمی‌توانند تفاوت معناداری در زندگی فقرا ایجاد کنند. آیا فکر می‌کنی این موضوعی است که ما به‌عنوان یک جامعه باید به آن بپردازیم؟
بیل و من در جایی گفته‌ایم و این ضبط شده که معتقدیم افراد پردرآمد باید بیشتر از آن‌هایی که درآمد متوسط دارند پول بدهند و آن‌هایی که درآمد متوسط دارند هم باید بیشتر از کم‌درآمدها پول بدهند. زمان آن است که بعضی قوانین مالیاتی ما عوض شود.
ولی اشتباه نشود. یک جامعه سرمایه‌داری جای معرکه‌ای برای زندگی است. خانواده‌های بسیاری در جاهای مختلف جهان دیده‌ام که آرزو دارند در آمریکا زندگی کنند و سیستمی را که ما داریم داشته باشند. وارن بوفه، یکی از شرکای سرمایه‌گذاری ما، یا همسرم بیل نمی‌توانستند شرکت‌های خود را در مالاوی یا سنگال یا نیجریه تاسیس کنند. آن‌ها از فواید ساختاری که در ایالات متحده داریم، بهره‌مند می‌شوند. ولی ما این را نداریم و این یک واقعیت است. و زمان آن رسیده که در جاهایی که این نابرابری‌ها ایجاد می‌شود تجدیدنظر شود.
حال که زندگی خودت را در این کتاب آشکار کرده‌ای، چه حسی داری؟
در حال حاضر حس خوبی دارم. در ۵۴ سالگی با اینی که هستم واقعاً راحتم. به‌قول معروف، چه بخواهی و چه نخواهی، همین است که هست.

From
Melinda Gates On Marriage, Parenting And Why She Made Bill Drive The Kids To School
Michel Martin
April 28, 2019

برچسب‌ها: ٬ ٬

دیدگاه خود را بیان کنید.