پزشکان گیل

ماهنامه‌ی جامعه‌ی پزشکی استان گیلان

می‌توانید مغز بهتری بسازید؟

بدست • ۱۰ اردیبهشت ۱۳۹۲ • دسته: داخلی اعصاب (نورولوژی)٬ روانپزشکی٬ کلینیک

فریبا ارجمند

عنوان فرعی وبلاگ «یادداشت‌ها»، «یادداشت‌هایی درباره‌ی فیلم و کتاب و…» است، اما معرفی فیلم و کتاب اغلب بهانه‌ای به‌نظر می‌رسد برای ورود به دنیای دانسته‌ها و اعتقادات اجتماعی، علمی و در مواردی فلسفی نویسنده‌ی آن. فریبا ارجمند که با نام مستعار «ایوا داوران» می‌نویسد، دانش‌آموخته‌ی مهندسی الکترونیک از دانشگاه شیراز و ساکن تهران است و «یادداشت‌ها» را از آبان‌ماه همین امسال راه‌اندازی کرده است. با توجه به رویکرد ویژه‌ی خانم ارجمند به علوم اعصاب و اجازه و لطف‌شان به «پزشکان گیل»، در آینده یادداشت‌های بیشتری از وبلاگ خواندنی ایشان منتشر خواهیم کرد.

آیا می‌توان مغز بهتری ساخت؟ خوردن بلوبری و حل جدول کلمات متقاطع این کار را انجام نمی‌دهد، اما با پیشرفت علم مغز و اعصاب (Neuroscience) و کشف سازوکارهای هوش، دانشمندان در حال یافتن راه‌هایی هستند که به ساختن مغزی تواناتر کمک می‌کند.
اگر سازوکار هوش حتی به‌اندازه‌ی نصف سازوکار تقویت عضلات شناخته شده بود، جستجوی راه‌های بهبود مغز بسیار ساده‌تر می‌شد. آن‌چه درباره‌ی سازوکار یادگیری (درباره‌ی تفاوت یک مغز باهوش و یک مغز کودن) نمی‌دانیم، چندین جلد کتاب می‌شود؛ اما نباید ناامید شد. درباره‌ی سازوکار فراگیری در سطح سیناپس‌ها و مدارهای مغزی آن‌قدر می‌دانیم که بتوانیم بگوییم چه فرآیندهایی در افزایش توان یادگیری سهیم‌اند.
یادگیری بهتر مستلزم داشتن نورون و سیناپس بیشتر، سطح بالاتر تولید نورون‌های تازه (Neurogenesis) به‌خصوص در هیپوکامپوس (بخش شکل‌دهنده‌ی حافظه)، و افزایش تولید ترکیباتی مثل BDNF (Brain Derived Neurotrophic Factor) است که محرک تولید نورون‌ها و سیناپس‌های تازه‌اند.
تولید نورون‌های جدید و شکل‌گیری سیناپس‌ها قدرت یادگیری را بالا می‌برد و حافظه، توان استدلال و خلاقیت را افزایش می‌دهد. تصویربرداری از مغز آدم‌هایی که در انجام کاری ماهرند نشان می‌دهد که مدارهای مغزی‌شان کارآیی بیشتری دارد (انرژی کمتری مصرف می‌کند)، ظرفیت‌شان بالاتر است و انعطاف‌پذیرترند.
یکی از بزرگ‌ترین یافته‌ها در زمینه‌ی انعطاف‌پذیری مغز این است که «تمرکز» اثری جادویی در تغییر ساختار مغز و بزرگ کردن مدارهای کارکردی آن دارد. این نشان می‌دهد که چرا استفاده از مهارت‌هایی که قبلاً آموخته‌ایم ما را باهوش‌تر نمی‌کند: چون هنگام انجام کارهایی که در آن مهارت داریم «توجه» نمی‌کنیم. در عوض انجام فعالیتی که مستلزم یادگیری است- مثلاً یاد گرفتن رقص یا یک زبان جدید- بیشتر احتمال دارد سرعت پردازش اطلاعات را در مغز ما بالا ببرد و به تحکیم سیناپس‌ها و توسعه یا ایجاد شبکه‌های کارکردی کمک کند.
نیکوتین تمرکز را بالا می‌برد. علت این است که نیکوتین گیرنده‌های مغز را به نوروترانسمیتری به نام استیل کولین می‌بندد که نقشی محوری در مدارهای مغز دارد. (سیگار کشیدن احتمال فراموشی در پیری را بالا می‌برد. یعنی بهای آن‌چه را حالا به‌دست می‌آوریم، در آینده خواهیم پرداخت.)
ریتالین، آدرال (Adderall) و کافئین، دوپامین را بالا می‌برند؛ ماده‌ای که به ما انگیزه و حس پاداش گرفتن می‌دهد. اما این مواد برای افرادی که به‌طور طبیعی دوپامین‌شان بالاست خاصیتی ندارند. اگر خودبه‌خود کنجکاوید و انگیزه‌ی زیادی برای یاد گرفتن و انجام کارهای جدید دارید، بالا بردن دوپامین به‌کمک دارو کمکی به شما نخواهد کرد.
بررسی‌ها نشان داده که حتی باور به این‌که می‌توانید کاری را به‌خوبی انجام دهید باعث ترشح دوپامین می‌شود و به‌اندازه‌ی مصرف آدرال در موفقیت شما در انجام آن کار موثر است.
عوامل فیزیولوژیک، مثل انگیزه و حس پاداش، هر چند در بهبود حافظه موثرند، به فرآیندهای سطح بالاتر مثل تفکر انتزاعی کمکی نمی‌کنند. هر چه باعث افزایش اعتماد به‌نفس شود یا به شما روحیه‌ی مثبت و شاد بدهد درست مثل آدرال و ریتالین به شما انگیزه و حس پاداش می‌دهد. از طرفی کاهش استرس باعث بهبود عملکرد مغز می‌شود. استرس موجد ترشح کورتیزول است که لایه‌ی محافظ نورون‌ها را از بین می‌برد و کار انتقال سیگنال های مغزی را مختل می‌کند.
و بالاخره اگر به شما گفته شود به گروه آدم‌های توانا تعلق دارید، دوپامین‌تان بالا می‌رود و بهتر عمل می‌کنید، در حالی که وقتی به شما بگویند جزو افراد ناتوان هستید، میزان کورتیزول مغزتان زیاد می‌شود و شما عملکرد بدتری نشان خواهید داد.
اما فرق است بین استفاده از حداکثر پتانسیل طبیعی‌تان از طریق رفع موانعی مثل استرس، و بالا بردن آن پتانسیل.
ثابت شده هر چه از مغزتان بیشتر استفاده کنید، قوی‌تر می‌شود. بررسی مغز رانندگان تاکسی لندن در سال ۲۰۰۳ نشان داد که هیپوکامپوس قدامی رانندگانی که آدرس ۲۵٫۰۰۰ خیابان این شهر را از حفظ می‌دانند بزرگ‌تر از متوسط لندن‌نشین‌هاست. در عوض اگر آدرس‌یابی را به GPS واگذار کنید، توان انجام آن را از دست می‌دهید.
این یک اصل است که نورون‌هایی که با هم فعال می‌شوند به هم وابسته می‌شوند (Neurons that fire together, wire together). وقتی مهارتی را فرامی‌گیرید، توان ذهنی‌تان برای انجام همان کار تقویت می‌شود ولی بدبختانه انتقالی انجام نمی‌شود، یعنی اگر سرعت پردازش اطلاعات را بالا ببرید، حافظه‌تان بهتر نمی‌شود، و بهتر شدن حافظه منجر به افزایش توان استدلال نمی‌گردد. بنابراین حل جدول کلمات متقاطع چه خاصیتی دارد؟ توانایی شما را برای حل جدول کلمات متقاطع بالا می‌برد.
جام مقدس آموزش مغز چیزی است که بتواند منتقل شود. فعلا سه کاندیدای خوب داریم:
اولی ورزش است. بررسی نشان داده که انجام ورزش‌های ساده‌ی هوازی، مثل سه بار در هفته راه رفتن به‌مدت ۴۵ دقیقه، حافظه‌ی اپیزودی و عملکردهای اجرایی- کنترلی مغز را ۲۰ درصد بهبود می‌بخشد. این بررسی روی افراد مسن‌تر انجام شده است بنابراین امکان دارد نتایجش فقط در مورد کسانی صادق باشد که مغزشان از نظر فیزیولوژیک شروع به پسرفت کرده است. فقط یادمان باشد که پسرفت از ۲۰ سالگی آغاز می‌شود. ورزش ساخته شدن نورون در هیپوکامپوس (که مسوول بایگانی تجارب و آموخته‌های جدید ماست) را بالا می‌برد و همچنین به تولید کودهای نورونی مثل BDNF و نوروترانسمیترهایی که سیگنال‌ها را منتقل می‌کنند و نیز تولید ماده‌ی خاکستری Prefrontal cortex کمک می‌کند. ورزش محرک تولید سیناپس‌های تازه است؛ اتصالاتی که مدارهای عملکردی‌ای را می‌سازند که ظرفیت و کارآیی‌شان بانی هوش برتر است. این بررسی نشان داده که یک سال ورزش مرتب، اتصالات مغز یک آدم ۷۰ ساله را به حد مغز یک آدم ۳۰ ساله می‌رساند. بنابراین خاصیت ورزش از خاصیت آموزش‌های اختصاصی بیشتر است.
دومی مدیتیشن است که منجر به افزایش ضخامت نواحی‌ای از مغز می‌شود که تمرکز را کنترل و سیگنال‌های حسی دریافت شده از جهان بیرون را پردازش می‌کنند. مدیتیشن کارآیی فرآیندهای مغزی را بالا می‌برد؛ کیفیتی که مستقیماً به هوش مرتبط است.
و سومی بازی با کامپیوتر است، اما نه هر بازی‌ای. بازی‌هایی مثل Rise of Nations که کنترل حرکت، جستجوی چشمی، حافظه‌ی جاری، حافظه‌ی درازمدت و قدرت تصمیم‌گیری را به چالش می‌کشند و مرحله به مرحله دشوارتر می‌شوند می‌توانند به چابک شدن مغز کمک کنند.
منبع: نیوزویک

برای مشاهده‌ی نشانی کامل منبع این مقاله می‌توانید به نسخه‌ی الکترونیک آن در وبلاگ «یادداشت‌ها» مراجعه کنید.

فریبا ارجمند

Weblog: evadavaran.blogfa.com
Email: evadavaran@gmail.com

برچسب‌ها: ٬ ٬

دیدگاه خود را بیان کنید.